۲۰ فیلم مستقل برتر سال ۲۰۱۶

جادوی سینمای مستقل


در این مقاله نگاهی کوتاه داریم بر خاص‌ترین فیلم‌هایی که در سال ۲۰۱۶ اکران شدند. در ادامه با گیمان همراه باشید.

در سالی که فیلم‌های ابرقهرمانیِ مهیج و پرفروش و انیمیشن‌هایی با بودجه بالا، یکی از پایه‌های اصلی سینما محسوب می‌شدند، لذت بخش بود که از فیلم‌های پر زرق و برق و کلیشه‌های هالیوودی که هر ماه اکران می‌شدند، فاصله بگیریم و میوه‌های دنیایِ کمتر شناخته‌شده‌ی فیلم‌های مستقل را بچشیم. و خوشبختانه، سال ۲۰۱۶ ثابت کرد که سینمای مستقل همچنان با قدرت به پیش می‌رود.

فیلم‌هایی که در این لیست حضور دارند از لحاظِ ژانر، بودجه و موفقیتِ نهایی با یکدیگر تفاوت دارند. هر ژانری از نئو-وسترن و کمدیِ تاریک تا علمی-تخیلی و درام در لیست حضور دارند، همچنین فیلم‌هایی که بودجه‌شان از ناچیز تا نسبتاً کم متغیر است و فیلم‌هایی که توانستند به موفقیت‌های زیادی دست پیدا کنند و فیلم‌هایی که نتوانستند آنطور که باید دیده شوند.

اما برخی ویژگی‌ها، این فیلم‌ها را متحد می‌کنند: آن‌ها نیاز به بودجه بالا، پشتیبانیِ استودیوهای بزرگ یا استفاده از استعاره‌های هالیوودی برای درخشان و متقاعد‌کننده بودن، ندارند.

 


۲۰
. Don’t Think Twice

به کارگردانی و بازیگریِ مایک بیربیگلیا، «Don’t Think Twice» یکی از تحسین شده‌ترین کمدی-درام های سال ۲۰۱۶ بود.

فیلم که نگاهی به فراز و نشیب‌هایِ کاریِ جامعه گروه‌های کمدی نیویورک دارد، داستانِ یکی از گروه‌های بداهه گویی کمدی را روایت می‌کند که هنگامی که یکی از اعضای آن موفق به راه‌یافتن به یکی از برنامه‌های تلویزیونی پرطرفدار می‌شود، گروه دچار تحولات و حتی مشکلاتی می‌شود.

با بازیِ کمدین‌هایی از جمله کیگان-مایکل کی و کیت میکوچی، «دو بار فکر نکن» فیلمی صادق و تلخ و شیرین درباره زندگیِ کمدین‌هاست و هر کسی که تابحال بر سر دوراهیِ دنبال کردن آرزوها و تسلیم شدن قرار گرفته باشد، می‌تواند با این فیلم ارتباط برقرار کند.

 


۱۹٫ Louder Than Bombs

یوآخیم تریر، کارگردان نروژی فیلم‌های «Reprise» و «Oslo»، در ۳۱ آگوست، با اولین فیلم انگلیسی زبانش «Louder Than Bombs» به پرده‌ی بزرگ بازگشت.

با تمرکز بر روی معلمی به نام جین (با بازی گابریل بیرن) و پسرانش، جوناهِ تازه ازدواج کرده (با بازی جسی آیزنبرگ) و کنرادِ گوشه گیرِ دبیرستانی (با بازی دیوید دروید)، فیلم تأثیرِ رازی از گذشته‌ی مادر خانواده – عکاس جنگیِ موفق و تحسین شده با بازی الیزابت هوپر – که سه سال قبل از دنیا رفته است را بر اعضای باقیمانده خانواده تشریح می‌کند.

بیرن، آیزنبرگ و دروید به عنوان سه شخصیت عزادار و درگیر با خاطرات مادر و همسر خانواده به خوبی ایفای نقش می‌کنند اما با وجود مدت زمان کم حضور در مقایسه با هم‌بازیانش، این هوپر است که واقعا می‌درخشد.

 

 


۱۸٫ Indignation

رمان‌های فیلیپ راث با اقتباس‌های سینمایی غریبه نیستد و در ۲۰۱۶ شاهد بودیم که دو تا از کارهایِ موفق این نویسنده به فیلم تبدیل شدند، یکی از آن‌ها اولین فیلمِ اوان مک‌گرگور به نام «American Pastoral» بود که به مذاق منتقدان خوش نیامد. دیگری «خشم» بود؛ اولین فیلمِ فیلم‌نامه نویس، جیمز شیموس که به مراتب فیلمِ بهتری نسبت به اولین فیلم مک‌گرگور بود.

داستانِ فیلم که در اوایل دهه ۱۹۵۰ میلادی روایت می‌شود، بر روی مارکوس ( با بازی لوگان لرمان) تمرکز می‌کند. دانشجویی جوان، از طبقه کارگر و یهودیِ آتئیست که از خانه‌اش در نیوجرسی به کالجی خوش‌نام در غرب میانه برای تحصیل می‌رود و در آن‌جا با مسائلی از جمله آنتی-سمیتیسم و فرهنگ مسیحیت محافظه‌کارانه‌ای که در کالج رواج دارد، مواجه می‌شود.

«خشم»، درامی‌ست مسحور کننده و شخصیت‌گرا که قدرتش در سکانسی که مارکوس با مدیر کالج، هاوز د. کادول (با بازی تریسی لتس)، درمی‌افتد، مشخص است. سکانسی که ۲۰ دقیقه (و ۱۳ صفحه فیلمنامه!) به طول می‌انجامد، شاید سکانسی نباشد که فیلم‌دوستان امروزه عادت دیدنِ آن را داشته باشند اما به‌ دلیل طبیعتِ گیرایش، گواهی‌ست بر توانایی‌های شیموس هم به عنوان کارگردان و هم به عنوان فیلمنامه‌نویس و استعدادهای بازیگریِ لتس و لرمان.

 


۱۷
. A Bigger Splash

جدید‌ترین فیلمِ کارگردان ایتالیایی لوکا گواداگنینو یک دِرامدیِ (درام-کمدی!) جذاب، نهفته و روان‌شناسی است که در جزیره‌ی روستایی سیسیل روایت می‌شود و براساس تریلرِ فرانسویِ «La Piscine» اثرِ ژاک دغای، ساخته شده‌است.

تیلدا سویینتون نقشِ ستاره راکی به نام ماریان لین را بازی می‌کند که در دورانِ نقاهتِ بعد از عمل تارهای صوتی‌اش، به همراه دوست‌پسرِ فیلمسازش (با بازی ماتیاس شونارتس) در تعطیلات به سر می‌برند، اما آرامش آن‌ها هنگامی که دوست قدیمیِ پاول و ماریان، به نام هری (با بازی رالف فینس)، با دخترِ تازه پیدا شده‌اش پنه‌لوپه (با بازی داکوتا جانسون) وارد جزیره می‌شوند، به هم می‌خورد و احساساتی بین آن‌ها به وجود می‌آید.

 


۱۶
. Swiss Army Man

این فیلم با اسمِ «فیلمی که هری پاتر نقش یک جسدِ بی‌ادب را بازی می‌کند» هم شناخته می‌شود اما اجازه ندهید که این اظهار نظرِ کوته‌نگرانه شما را از اولین فیلمِ دان کوان و دانیل شاینرت دور نگه‌دارد.

پال دنو در نقشِ مردی دورافتاده در جزیره‌ای ظاهر می‌شود که در ورطه‌ی خودکشی به سر می‌برد اما به طرز عجیبی توسط فرارسیدن جسدِ نفاخِ دنیل رادکلیف نجات پیدا می‌کند. «مرد همه کاره» داستانِ عشقی برادرانه‌ بین زوجی را روایت می‌کند که رفته رفته یکدیگر را به زندگی برمی‌گردانند.

قبول داریم که فیلم دارای کمدیِ بی‌ادبانه‌ای است اما در زیرِ این پوست و گوشت، تفکری عمیق و صمیمی بر زندگی، مرگ و معنای انسان بودن وجود دارد.

 


۱۵
. Creative Control

دومین فیلمِ کارگردان، فیلمنامه‌نویس و بازیگر بنجامین دیکینسون، داستان گروهی از خود-افراطی‌هایِ نودوستِ بروکلینی را بیان می‌کند، اما این تمامِ ماجرا نیست؛ فیلم، یک علمی-تخیلی کنایه‌آمیز است که از مسخره کردنِ موضوع خود ابایی ندارد.

فیلم، در آینده‌ای نه‌چندان دور روایت می‌شود و داستانِ دیوید، مدیر اجرایی شرکت تبلیغاتی ویلیامزبرگ را بیان می‌کند که به رهبری بازیگر-کمدین رجی واتس (که نسخه‌ی اغراق شده‌ی خودش را بازی می‌کند)، به وسیله‌ی یک کمپین بازاریابی، گزاش مالی خوبی برای عینک‌های واقعیت افزوده را به دست می‌آورد. ناراضی از رابطه با دوست‌دخترش، او از عینک‌ها استفاده می‌کند تا رابطه‌ای با آواتارِ سوفیِ، یکی از دخترهای خارج از محل کار که مخفیانه دوستش دارد، برقرار کند که از قضا، سوفی دوست دختر رفیقِ عکاسِ دیوید، ویم است.

فیلمی‌ست سیاه و سفید که جدایِ برخی رنگ‌آمیزی‌ها در هنگامِ استفاده دیوید از واقعیت افزوده، بسیار خوش‌استیل است که با مطرح کردن مسائلی ذهن مخاطب را تحریک می‌کند و اشاره‌ای به نزدیک‌تر شدن رابطه‌ی ما با تکنولوژی در دنیای مدرن دارد.

 


۱۴
. Little Man

فیلمِ قبلی آیرا ساکس، «Love Is Strange» تحسین شده بود که تأثیرِ افزایش قیمت ملک در محله منهتن را بر یک زوج هم‌جنس نشان می‌داد. برای جدیدترین فیلمش «A Little Man»، ساکس به همان فرمول قبلی بسنده کرد و لوکیشن فیلم را به بروکلین تغییر داد و داستان ظهور دوستی دو پسر نوجوان را بیان می‌کند که به دلایل افزایش قیمت اجاره، نوسازی و حق بین والدینشان خصومتی پدید می‌آید.

گرگ کینر نقش بازیگری بدشانس را بازی می‌کند و هنگامی که ساختمانی در بروکلین از پدر مرحومش به ارث می‌برد، به همراه همسر نان‌آورش و پسرِ گوشه‌گیر و هنرنمایش (با بازی تئو تابلیتز) به آن‌جا نقل مکان می‌کنند.
دوستیِ عجیبی بین جیک و تونی (با بازی مایکل باربیری) پدید می‌آید – تونی پسرِ بازیگرِ خیاطی است که مغازه طبقه اول ساختمان را اجاره کرده‌است – اما هنگامی که شخصیت کینر نرخ اجاره را افزایش می‌دهد این دوستی‌ هم با تهدید مواجه می‌شود.

«مرد کوچک»، ساده اما تکان‌دهنده است که پیچیدگی‌های زندگیِ شهریِ مدرن را از دید دو شخصیت نوجوانش به تصویر می‌کشد.

 


۱۳
. Love & Friendship

با توجه به علاقه‎ی ویت استیلمن به کمدیِ رفتار در بحث سینما، کاملا منطقی است که روزی توجهش به بانوی بزرگِ ادبیات اجتماعیِ کنایه آمیز، جین آستن جلب شود.

«عشق و دوستی» بر اساس رمانِ بانو سوزان ساخته شده است، که آستن آن را در دوران نوجوانی نوشته است اما تا ۵۰ سال بعد از مرگش منتشر نشد. کیت بکینسل نقش بیوه‌ای با حساب و کتاب و فعال را بازی می‌کند که در صدد است تا خود و دخترِ کم‌رویش را به ازدواجِ مردانی شایسته و ثروتمند دربیاورد.

فیلم، گروهی از باستعدادها را دور هم جمع کرده است. کلویی سویگنی در نقشِ ندیمه‌ی آمریکایی بکینسل، آلیشیا جانسون و استیون فرای که نقش همسرِ ناخشنودش را ایفا می‌کند. «عشق و دوستی» در نهایت مورد تحسین همگان در سراسر دنیا قرارگرفت و توانست تنها با بودجه‌ی ۳ میلیون دلاری، ۱۹.۶ میلیون دلار فروش کند.‌

 


۱۲٫ Weiner

از رابطه‌ی مخفیانه لرد پروفومو، نخست وزیر سابق انگلستان، در دهه‌ی ۱۹۶۰ تا رابطه‌ی بیل کلینتون با منشی‌اش مونیکا لویینسکی، به نظر می‌رسد که رسواییِ سیاستمداران همچنان ادامه دارد.

امروزه اما، سیاستمداران به تلفن‌های هوشمند و شبکه‌های مجازی دسترسی دارند که می‌تواند باعث به وجود آمدنِ روابط رسوایی‌آور در نوعی جدید شود. مستند، داستانِ نماینده‌ی خوار شده‌ی سابق کنگره، آنتونی وینر را دنبال می‌کند که از سال ۲۰۱۱ در مرکز چند رسواییِ پیامکی قرار داشت. از شانس بدِ او، از آنجایی که دانش کافی در موردِ شبکه‌های اجتماعی نداشت، عکسی غیرِ اخلاقی از خودش را در صفحه‌ی توییترش گذاشت و در توضیحِ آن نوشت: کارلوس خطر. سوژه‌ای که نشریات و روزنامه‌ها از آن استفاده کامل را بردند.

رییس ستاد سابقش، جاش کریگمن، با فیلمساز الیس اشتاینبرگ همکاری کرده‌است تا انحطاط این سیاستمدار و تلاش برای بازگشت دوباره با حضور در انتخابات شهرداریِ نیویورک را به تصویر بکشد.

 


۱۱٫ Captain Fantastic

مت راس را بیشتر بخاطر ایفای نقش در فیلم American Psycho و سریال محبوب Silicon Valley می‌شناسیم، اما با توجه به کیفیت دومین فیلمش، وقتِ آن است که به عنوان کارگردان، بیشتر به او بها بدهیم.

این درام-کمدیِ مستقل، ویگو مورتنسن را در نقش پدری آرمان‌گرا نشان می‌دهد که با فرزندانِ پر تعدادش، مخفیانه در یکی از جنگل‌های شمالِ غربِ آمریکا زندگی می‌کنند اما با خودکشیِ مادر خانواده، آن‌ها مجبور می‌شوند از خفا بیرون بیایند. این فیلم در جشنواره کن سال گذشته توانست جایزه بهترین کارگردان را برای راس به ارمغان بیاورد.

مورتنسن در نقش پدری عزادار که مجبور می‌شود در شیوه‌ی تربیت فرزاندانش تجدید نظر کند، درخشان ظاهر می‌شود. مردی که هم در قوانینش مغرور است و هم شکی درونی نسبت به خود دارد و می‌خواهد آینده‌ای خوب برای فرزندانش بسازد. ویگو مورتنسن برای بازی در این نقش موفق شد نامزد جوایز گلدن گلوب، بفتا و اسکار برای بهترین بازیگر مرد شود.

 


۱۰
. The Lobster

اولین فیلمِ انگلیسی زبانِ کارگردانِ یونانی، یورگوس لانتیموس، کمدیِ تاریک و پادآرمانی است و آینده‌ای نزدیک را نشان می‌دهد که در آن همه‌ی افراد مجرد به هتلی مرموز منتقل می‌شوند و قانوناً باید در مدت زمانی مشخص، شریک و همسری برای خود برگزینند اگرنه تبدیل به حیوان و در جنگل رها می‌شوند.

البته حیوانی به انتخاب خودشان…پس شرایط خیلی هم پادآرمانی نیستند.

کالین فرل، که شاید از بعد از فیلمِ In Bruges بهترین بازیِ خود را به نمایش گذاشته است، در نقشِ مردی ظاهر می‌شود که بعد از اینکه همسرش، ترکش می‌کند، مجرد می‌شود و حیوان مورد انتخابش لابستر است و سگش هم در واقع برادر اوست که نتوانست برای خود شریکی پیدا کند. فیلم، داستانی کوچک و عجیب دارد اما در زیر این مفهوم عجیب، طعنه‌ای گیرا به مسئله‌ی ازدواج و نیمه‌ی گمشده و فشارِ اجتماعی موجود بر روی آن، وجود دارد.

 


۹
. !!Everybody Wants Some

قسمت دوم معنویِ فیلمِ Dazed And Confused که در سال ۱۹۹۳ اکران شد، Everybody Wants Some آخرین ساخته‌ی ریچارد لینکلتر، شروع سال اولِ دانشگاه در اوایل دهه ۱۹۸۰ را نشان می‌دهد اما همانند Dazed، بر روی گروهی از جوانان در شروع دوره بزرگسالی تمرکز می‌کند و به همان اندازه زیبا و نوستالژیک است.

همانند Dazed، Slacker و Boyhood، فیلم داستانِ مجزا و به‌خصوصی را دنبال نمی‌کند، اما این فقط ظاهر ماجرا است. فیلم‌های لینکلتر در واقع تصاویری از مردم عادی و قابل درک هستند که در نقطه‌ای مهم در زندگیشان به سر می‌برند.

بخشی از زیبایی و موفقیت فیلم، مدیون تیم بازیگرانِ جوان و ناشناخته‌ای است که واقع‌گراییِ دوست‌داشتنی‌ای را به فیلم می‌دهند. و البته فضای دهه هشتادی، موسیقیِ قدیمی و لباس‌ها، فازی نوستالژیک به فیلم می‌بخشند.

 


۸
. Wiener-Dog

تاد سولاندزِ کارگردان، قطعا سلیقه‌ای منحصر به فرد دارد اما اگر از سبکِ کمدی تاریک که در حومه شهر روایت می‌شود، خوشتان می‌آید، Wiener-Dog را حتما باید دید که ادامه‌ای است بر اولین فیلمِ سولاندز، Welcome To The Dollhouse.

فیلمنامه که در ۴ قسمت مختلف روایت می‌شود، توسط سگی به یکدیگر مرتبط می‌شوند که بین ۴ آدم عجیب و غریب دست به دست می‌شود. اولی، یک پسر جوان؛ دومی یک پرستار دامپزشکی به نامِ دان وینر (که طرفداران سولاندز او را با Welcome To The Dollhouse به خاطر می‌آورند)؛ سومی یک فیلمساز شکست خورده که به تدریس رو آورده است و چهارمی مادربزرگ پیرِ الن برستین.

Wiener-Dog کمی خارج از قواعد معمول سینما بازی کرده است و سکانسی دو دقیقه‌ای دارد که شخصیت اصلی با موسیقی خودش از برخی مکان‌های دیدنی آمریکا عبور می‌کند. اما مگر می‌شود فیلمی که یک سگ زیبا و دنی دِویتو در آن بازی می‌کنند را دوست نداشت؟

 

 


۷٫ Krisha

اقتباسی از فیلمِ کوتاهش به همین نام که با بودجه‌ای کم ساخته شده بود، اولین فیلمِ تِرِی ادوارد شولتز، او را در لیست کارگردان‌های مهم سبک مستقل (indie) قرار داده است.

شخصیت اصلی (که نقشش را عمه‎ی ‌واقعیِ کارگردان، کریشا فیرچایلد بازی کرده‌است)، زنی شصت و چند ساله‌ی معتادِ در حال ترک است که پس از مدت‌ها غیبت، به خانه، پیشِ دختر ناخلفش برمی‌گردد تا عید شکرگزاری را با خانواده‌اش جشن بگیرد.

چیزی که در دورهمی‌های خانوادگی، نسبتاً زیاد دیده می‌شود، تنش‌های قدیمی و عدم اعتماد است و چیزی که در ابتدا به عنوان یک جمع خانوادگی آغاز می‌شود، به یک جمع غیرقابل تحمل تبدیل می‌شود. برنده دو جایزه‌ی بهترین فیلم از نگاه منتقدین و بهترین فیلم از نگاه مخاطبان در جشنواره SXSW سال ۲۰۱۵، «کریشا» تصویری غم‌ناک از اعتیاد و تأثیر مخربی که می‌تواند بر کانونِ خانواده داشته باشد را ارائه می‌دهد.

 


۶
. Hunt For The Wilderpeople

بعد از موفقیت ماکیومنتاریِ خون‌آشامیِ «What We Do In The Shadows»، کارگردانِ نیوزیلندی (یا اصطلاحاً کیوی!) تایکا وایتیتی فیلم‌دوستان را باری دیگر دعوت به تماشای یکی از زیباترین فیلم‌های مستقل سال ۲۰۱۶ کرد.

براساسِ کتابی از بری کرامپِ نیوزیلندی، این کمدی-درامِ ماجراجویانه، جولیان دنیسون، بازیگرِ جوانِ آینده‌دار را در نقش پسری بی‌ادب، هیپ-هاپ دوست و خطاکار نشان می‌دهد و سم نیل نقشِ قیمِ او را ایفا می‌کند که بعد از گم‌شدنشان در جنگل‌های نیوزیلند ماجراهای عجیب و غریبی برایشان پیش می‌آید. «Hunt For The Wilderpeople» علاوه بر اینکه در جشنواره ساندنس با نقدهای مثبتی روبرو شد، در نیوزیلند کولاک کرد و پرسودترین فیلم نیوزیلندی لقب گرفت.

ایستگاهِ بعدی برای قطارِ کاریِ وایتیتی، فیلم « Thor: Ragnarok» از کمپانی مارول خواهد بود که برای او جهشی بزرگ از فیلم‌های مستقل به فیلم‌های با بودجه بالای هالیوودی خواهد بود و امیدواریم که این زیبایی بصری خود را از دست ندهد.

 


۵
. Sing Street

کارگردانِ ایرلندی «جان کارنی» که فیلم‌های تحسین‌شده‌ی «Once» و «Begin Again» را در کارنامه دارد، بدون شک او را به عنوان استاد موزیکال‌های مدرن می‌شناسند اما در سال ۲۰۱۶ با فیلمِ «Sing Street» این لقب را به همگان ثابت کرد.

فیلم ترکیبی است از یک عاشقانه‌ی کلیشه‌ای و موزیکالِ حال‌خوب‌کن که در دابلینِ (پایتخت ایرلند) دهه ۱۹۸۰ روایت می‌شود. کانر پسری گوشه‌گیر است که برای تحت‌تأثیر قرار دادن دختری، به همراه دوستانش گروه موسیقی تشکیل می‌دهد اما در میانه راه متوجه‌ی علاقه واقعیش به موسیقی می‌شود.

چه طرفدارِ موسیقی پاپِ نوستالژیک دهه ۸۰ میلادی باشید چه نباشید، با یک فیلمِ لذت‌بخش طرفید و موسیقیِ فیلم بسیار خوب کار شده است که ترکیبی از آهنگ‌های اوریجینال و آهنگ‌های گروه‌هایی مانند Duran Duran و The Cure است.

 

۴. The Fits

اولین فیلمِ خیره‌کننده‌ی آنا رُز هلمر با یک داستانِ ساده‌ی درون‌شهری و به دوران رسیدن شروع می‌شود و در نهایت وارد وادیِ سورئالیستی می‌شود – سبکی که معمولا به کمال نمی‌رسد اما در این فیلم به زیبایی انجام شده‌است.

فیلم داستانِ دختری پسرنما، با بازیِ رویالتی هایتاور، را دنبال می‌کند که در باشگاهی نزدیک محل زندگی‌اش تمرینِ بوکس می‌کند اما بسیار شیفته‌ی گروه رقصی می‌شود که در آن‌جا تمرین می‌کنند. بعد از به عضویت درآمدن در گروه رقص، متوجه می‌شود که اعضای گروه یک‌به‌یک دچار تشنج‌های مداوم می‌شوند.

برگرفته از داستان‌های واقعیِ افرادی که هیستریِ جمعی زنان داشتند، The Fits تصویری شاعرانه و قوی از بلوغ زنان، متابعت و پذیرش اجتماعی را نشان می‌دهد که برای بازیگر و فیلمسازش دو جایزه در جشنواره فیلم‌های مستقل به ارمغان آورده‌است.

 


۳
. The Witch

اولین فیلمِ رابرت اجرز، The Witch فیلمی است خیره‌کننده و ترسناک. فیلم، داستانِ خانواده‌ای در قرن ۱۷ انگلستان را روایت می‌کند که آرامششان توسط جادوی سیاه و نیروهای شیطانی به‌هم می‌ریزد.

آنیا تیلور-جوی در نقش دختر بزرگ خانواده، توماسین، می‌درخشد. پسر نوزاد خانواده زمانی که تحت مراقبتِ توماسین بوده‌است، ربوده می‌شود و به همین خاطر به توماسین تهمت جادوگری زده می‌شود. اجرز برای این فیلم موفق به دریافت جایزه‌ی بهترین فیلم درام آمریکایی در جشنواره ساندنس سال ۲۰۱۵ شد.

این فیلم مقداری با ژانرِ ترسناکی که طرفداران به آن عادت دارند، فرق می‌کند و به جایِ نشان دادن صحنه‌های خشن و دل و روده و خون، بر روی حس عجیبِ نابودی تمرکز می‌کند که برخی به مذاقشان خوش نیامد. جدای از این‌ها، جریانِ روایت آهسته، فیلم را به سوی پایانی راضی‌کننده سوق می‌دهد که هم خشن است و هم ارعاب آور.

 


۲
. Hell or High Water

بخشی نئو-وسترنِ خشن و بخشی شخصیت‌گراییِ متقاعد کننده، Hell or High Water اثرِ دیوید مکنزیِ اسکاتلندی، پرسودترین و یکی از موفق‌ترین فیلم‌های مستقل سال ۲۰۱۶ بود.

کریس پاین و بن فاستر نقش دو برادر را بازی می‌کنند و هنگامی که بانک درصددِ مصادره کردن مزرعه خانوادگیشان است، شروع به دزدی از چند بانک می‌کنند و جف بریجز – که شاید بهترین ایفای نقشش از فیلم True Grit است – به همراه گیل برمینگهام نقش رنجرهایی را بازی می‌کنند که به دنبال پیداکردن مسببین دزدی از بانک‌ها هستند.

فیلم، یک داستان رابین‌هود-گونه‌ی مدرن است اما مهم‌تر از همه تصویری که از عشق برادرانه نشان می‌دهد، فیلم را به کمال رسانده است.

 

۱. Moonlight

بر اساس نمایش‌نامه موفقِ تارل آلوین مک‌کارنی، «در ماه‌تاب پسرهای سیاه، آبی می‌نمایند»، دومین فیلمِ بری جنکینز داستانی گیرا و تلخ‌و‌شیرین از پسری سیاه‌پوست و هم‌جنسگرا را روایت می‌کند که در جنوبِ میامی زندگی می‌کند.

شخصیت اصلی، شایرون، توسط سه بازیگر متفاوت در بازه‌های زمانی مختلف زندگی‌اش، از کودکی تا بزرگسالی به تصویر کشیده می‌شود. بخش اول، کودکی، که تحت مراقبت مادر معتادش زندگی می‌کند، بخش دوم، نوجوانی، که توسط دیگران مورد قلدری قرار می‌گیرد و بخش آخر دلالِ مواد مخدری بزرگسال که با گذشته‌اش مواجه می‌شود.

«مهتاب» به عنوانِ بهترین فیلم مستقل سال گذشته شناخته می‌شود که موفق به دریافت گلدن گلوب برای بهترین فیلم درام شد و همچنین جایزه اسکار بهترین فیلم سال ۲۰۱۶ را نیز تصاحب کرد.

منبع: WhatCulture


۰ دیدگاه

برای ارسال دیدگاه وارد شوید.