نقد و بررسی فیلم Logan

تاریخ فراموش نخواهد کرد



چندی است که از اکران فیلم Logan گذشته، ولی آیا این فیلم توانست به خوبی پرونده‌ی ولورین دوست‌داشتنی را ببندد؟ با گیمان همراه باشید.

«هیو جکمن»، بازیگر نام‌آشنا و باتجربه‌ی هالیوود، این بار با آخرین هنرنمایی خود در نقش «ولورین»، یک بار برای همیشه از دنیای «ایکس‌من» خداحافظی کرد. ساخت این فیلم کمی بیش از حد طول کشید، ولی آیا این همه صبر و انتظار ارزشش را داشت؟ اگرچه هواداران دو آتشه‌ی دنیای مردان ایکس بدون درنگ جواب مثبت می‌دهند.

شخصیت‌پردازی لوگان، یکی از بهترین پرداخت‌های دنیای کمیک و سینما است که این موفقیت چشمگیر، مدیون هنرنمایی فوق‌العاده‌ی «هیو جکمن» است. وی به‌قدری توانست در طول این سال‌ها خوش بدرخشد که تصور حضور وی در یک فیلم درام یا اصلا هر فیلم دیگری، چندان قابل هضم نیست. دستاورد این بازیگر، تبدیل به مسیری هموار برای «رایان رینولدز» در نقش «ددپول» شده  و امیدواریم باز هم بتوانیم از این دست پرداخت‌ها در دنیای کمیک شاهد باشیم.

لوگان دیگر خسته از درگیری و تنش شده و دنبال دردسر نیست و سعی می‌کند همرنگ جماعت باشد تا یک بزن بهادر! منتهی از آنجایی که هیچ ابر قهرمانی نمی‌تواند تا ابد خودش را تنها و منزوی نگه دارد، یک عامل محرکه به این زندگی یکنواخت تزریق می‌شود و این عامل کسی نیست جز یک دختربچه‌ی جهش یافته به نام «لارا» که از شر سازمان به لوگان پناه می‌برد.

 

داستان «لوگان» به خوبی شروع می‌شود، به خوبی اوج می‌گیرد و در نهایت با یک ریتم ملال‌آور پایان می‌یابد.

از آنجایی که فیلم سینمایی «Logan» درجه‌بندی سنی R کسب کرده بود، انتظار می‌رفت درگیری‌های بسیار خونین و وحشیانه به تصویر کشیده شود که خب خوشبختانه این رویدادها را به چشم دیدیم؛ ولی از طرفی دیگر، سکانس‌های اکشن ریز و درشت، جذابیت بسیار زیادی ندارد. صحنه‌های درام و خالی از درگیری نیز در فیلم گنجانده شده که تعداد این سکانس‌ها کم نیست و می‌تواند بیننده را درگیر دیالوگ‌های بازیگرها کند. در نهایت تعجب، وجود این صحنه‌ها توانسته به مراتب بیشتر از صحنه های اکشن، جذاب و گیرا به نظر برسد؛ ولی آیا تمام جذابیت این فیلم به خاطر حضور «هیو جکمن» در این فیلم است؟

مسلما حضور این بازیگر در درخشش این فیلم تاثیر زیادی دارد؛ ولی بی‌انصافی است که از دیگر المان‌های موثر در موفقیت فیلم لوگان چشم‌پوشی کنیم. لوگان هم‌اکنون از «پروفسور ایکس» پیر و سال خورده نیز مراقبت می‌کند و رایحه‌ی طنزی میان روابط پروفسور و لوگان به مشامتان می‌خورد که در بدترین و بغرنج‌ترین شرایط، با تیکه‌پرانی‌های یک شخصیت خنده‌ای بر گوشه‌ی لبانتان شکل می‌گیرد. «چارلز اگزویر» که به علت ماجراهای رخ داده در گذشته به شدت ضعیف شده یکی از چالش‌های جالب این داستان است که چطور لوگان می‌تواند همزمان از وی و لارا مراقبت کند. هر چند لارا چندان ضعیف و لوس نیست. لارا با بازی «دافین کین» توانسته نسبتا به خوبی در کنار «پاتریک استوارت» و «هیو جکمن» به ایفای نقش بپردازد.

لارا به شدت شبیه به ولورین است و این شباهت صرفا به معنای رفتاری نیست. او از لحاظ ژنتیکی دچار همان جهشی شده که ولورین نیز به آن گرفتار شد و دستان چنگال مانندش در موقع عصبانیت دمار از روزگار هر متخاصمی در می‌آورد!

وجه شبه لارا و ولورین به مراتب بیشتر از آن چیزی است که فکرش را می‌کنید. از لحاظ روحی، رفتاری و حتی ظاهری، لارا همان کسی است که ولورین در گذشته بوده است. در این مقوله نیز اگر ایفای نقش فوق‌العاده‌ی هیو جکمن نبود، بازی دافین کین هر چقدر هم که می‌خواسته قدرتمند باشد، به چشم بیننده نمی‌آمد. مصداق بارز این مورد در فیلم «لئون حرفه‌ای» نیز شاهد بودیم که چطور دختر بچه‌ی معصوم در طول روایت داستانی توانست از روی پرده‌ی نقره‌ای سینما به قلب مخاطب نفوذ کند.

فراز و نشیب‌های «لوگان» به زیبایی هر چه تمام‌تر پیش می‌رود. استفاده از فضاهای باز برای فیلم‌برداری نه تنها یک ایراد نیست، بلکه بیننده می‌تواند بیش از پیش وارد معرکه‌ی داستانی شده و قدم به قدم همراه با شخصیت‌های اصلی پیش برود. هر چند با گذر زمان، این ماجرا رنگ و رویِ جذابیتش را کمی تا قسمتی از دست می‌دهد، ولی چرا پایان این ماجرا به یک پایان ماندگار در دنیای کمیک تبدیل نشد؟

شاید علتش در تغییر یکباره و ناگهانی ولورین باشد که از شخصیت درنده‌‌ و همیشه خشمگینش تبدیل به آدمی سال خورده و نسبتا آرام شده است! کماکان که پروفسور ایکس نیز تا حدودی تغییر کرده، ولی لوگان دیگر آن لوگان سابق نیست و تا به این شخصیت جدیدش عادت کنیم داستان به اتمام می‌رسد و نمی‌توان به پایان آن دل بست. درگیری‌های پایانی ماجرا قادر است آدرنالین خون شما را به شدت بالا ببرد، ولی در نهایت این شما هستید و ناظر سرنوشت‌ شخصیت‌های اصلی داستان که پرونده‌شان در این فیلم بسته می‌شود. هر چند قرار است حوادث داستانی فیلم «لوگان» بستری باشد برای فیلم «مردان ایکس: ققنوس سیاه» که در سال آینده قرار است اکران شود.

شخصیت لوگان قدرتش در طول فیلم تحلیل می‌رود و به همین نسبت، فیلم نیز از لحاظ جذابیت ضعیف‌تر می‌شود.

 

با این اوصاف اگر از پایان نسبتا خشک و بی‌روح فیلم Logan بگذریم، می‌توان این فیلم را جزو یکی از بهترین فیلم‌های دنیای کمیک مارول بدانیم. حداقل «جیمز منگولد»، کارگردان این اثر و دنباله‌ی قبلی که در سال ۲۰۱۳ اکران شد، توانست رسالت خودش را به خوبی به اتمام برساند. باید منتظر بمانیم تا ببینیم ماجرای مردان ایکس و ققنوس سیاه به کجا کشیده می‌شود و اصلا آیا «سایمون کینبرگ» می‌تواند از زیر سایه‌ی منگولد و لوگان‌اش بیرون بیاید یا خیر؟

 

 

منبع: GameOn
برچسبها: |


۲ دیدگاه

  • ببخشید میتونم بپرسم پایان این فیلم از چه نظر ماندگار نبود؟؟
    درسته که یک سری کم و کاستی هایی هم داشت ولی انقد هم فکر نکنم بد باشه
    ببخشید میخواستم بدونم نقد سریال ها رو هم میزارین؟؟

    • رسول خردمندی | reply

      از نظر بنده پایانش یه مقدار عجولانه بسته شد. حداقل انتظار داشتم برخورد دو کاراکتر اصلی یه خرده احساسی‌تر باشه. حداقل چند تا دیالوگ خوب و ماندگارتر رد و بدل شه.

      در رابطه با سوال دومتون هم بله انجام میشه. نقدهای سریال رو میتونید از نوار موضوعی بالا دنبال کنید. (سینما و تلویزیون >>> نقد سریال)

برای ارسال دیدگاه وارد شوید.