چرا فیلم Tomb Raider احتمالا شکست خواهد خورد؟

لارا کرافت، نماد بعدی شکست اقتباس‌های متقابل سینما و بازی‌های ویدیویی


رابطه تنگاتنگ مدیوم‌ سینما و بازی‌های ویدیویی غیرقابل‌انکار و البته طلسم شده است. شاید آخرین باری را که یک فیلم سینمایی خوب و قابل‌قبول از یک بازی ویدیویی ساخته شد بخاطر نداشته باشید، زیرا تاکنون چنین فیلمی تولید نشده است!

شکست پی در پی فیلم‌های اقتباس شده از بازی‌های ویدیویی برای آن‌هایی که دائما به دنبال نزدیک کردن این دو صنعت و تاکید بر شباهت‌های آن‌ها هستند به یک نفرین لاعلاج تبدیل شده است. جدیدترین و مفتضحانه‌ترین مصداق‌های این حرف در دو فیلم Warcraft و Assassin’s Creed خلاصه می‌شوند. فیلم وارکرفت در سال ۲۰۱۶ با کوله‌باری از هایپ چندین و چندساله و نام فرنچایز غول‌پیکر شرکت بلیزارد به سینماها آمد و تنها چیزی که از خود بجای گذاشت ناامیدی طرفدارانش و نفرت منتقدین بود. اگر فروش عجیب و خوب فیلم در چین به کمک آن نمی‌آمد، وارکرفت از نظر اقتصادی هم ناشر خود را ناامید می‌کرد. از طرفی واقعاً فکر می‌کردیم که Assassin’s Creed به کارگردانی جاستین کورزل خوب از آب در بیاید اما حتی مایکل فسبندر و ماریون کوتیار – نمادهای استعداد در هالیوود – نتوانستند این فیلم را از باتلاق کارگردانی سوال‌برانگیز و فیلمنامه شلخته نجات دهند.

عقل حکم می‌کند که صنعت فیلم از این تجربه‌ها درس بگیرد و دنیای بازی‌ها را به حال خود رها کند. اما نه، نمی‌توان از جامعه وسیع بازیکنان در سراسر جهان و معدن طلایی که به واسطه زنده‌کردن داستان این بازی‌ها در قالب لایواکشن‌ها خوابیده به راحتی گذشت! حال جدیدترین فرنچایزی که باری دیگر به مدیوم پرده نقره‌ای بازمی‌گردد، ماجراجویی‌های لارا کرافتِ مقبره‌نورد هستند. فیلم Tomb Raider به کارگردانی رور اوتاگ و بازی آلیشیا ویکاندر در نقش لارا کرافت سال آینده به سینماها می‌آید. چندی قبل اولین تریلر فیلم منتشر شد و با به نمایش گذاشتن نماهای نه‌چندان راضی‌کننده و تکراری، از همین الان اعتبار خود را زیر سوال برد.

 

اولین بار آنجلینا جولی در فیلم Lara Croft: Tomb Raider (سال ۲۰۰۱) ردای لارا کرافت را بر تن کرد. فروش نسبتاً خوب این اثر ننگین باعث شد که سازندگان به فکر توسعه دنباله‌ای باشند که نتیجه‌اش فیلمی چندبرابر بدتر با نام The Cradle of Life (سال ۲۰۰۴) بود. این فیلم‌ها با افتخار تمام کلیشه‌های سینما را در آغوش گرفتند و آن‌ها را در فیلم پیاده کردند. اگر این‌ها را به مخاطب فعلی نشان دهید، مسلماً فکر می‌کند که دارید با او شوخی می‌کنید! البته تعجبی هم ندارد، در آن زمان لارا کرافت به عنوان شخصیت بازی‌های ویدیویی هم آنقدرها جدی نبود. اسکوئر انیکس با ریبوت این فرنچایز و عرضه شاهکار سال ۲۰۱۳ باعث شد که دوباره نگاه‌ها به سمت لارا کرافت و داستان افسانه‌ای او جذب شود.

این بازی تقریباً از همه نظر تبدیل به یک موفقیت شد. با گیم‌پلی و المان‌هایی که آن را تبدیل به یک بازی ویدیویی می‌کند کاری نداریم و صرفاً می‌خواهیم از منظر داستانی آن را بررسی کنیم. اول از همه، اسکوئر انیکس کلیشه‌های جنسیتی این شخصیت را کنار گذاشت تا با خشم امواج فمینیستی رو‌به‌رو نشود؛ چیزی که کاملاً متضاد بازی‌های قدیمی و بدتر از آن‌ها، فیلم‌های اقتباسی بود. داستان بازی از پیچیدگی فاصله گرفت و بیشتر به عمق شخصیت لارا کرافت و مخمصه‌ای که در آن قرار گرفته پرداخت. در کنار این‌ها، انتخاب کامیلا لادینگتون به عنوان صداگذار و بازیگر لارا بازخوردی مثبت داشت. این بازی یک فرمول تماماً موفق بود که باری دیگر در دنباله آن یعنی Rise of the Tomb Raider به کار گرفته شد و معروفیت ادامه‌دار آن را تضمین کرد.

فیلم جدید Tomb Raider هم قرار است از دنیای جدید این دو بازی اقتباس شود؛ به طوری که حتی لباس و ظاهر لارا کرافت را هم دقیقاً مثل آن طراحی و پیاده کرده‌اند. اما با تحلیل تریلر اول به خود اجازه می‌دهیم که به این فیلم، اعتبار آن و موفقیتش شک کنیم.

 

لارا کرافتِ سوئدی؟ شهرت در جایگاه استعداد و تناسب

اولین و مهم‌ترین چیزی که ذهنمان را مشغول می‌کند، و چیزی که در هسته و قلب فیلم قرار دارد، بازیگر نقش لارا کرافت است. آلیشیا ویکاندر، بازیگر محبوب و مشهور سوئدی، قرار است به عنوان لارا کرافت در دنیای سینمایی جدید حضور پیدا کند. اولین مشکلی که با این قضیه داریم، ملیت این بازیگر است. یکی از ویژگی‌های منحصربه‌فرد و خاص شخصیت لارا کرافت، انگلیسی بودن و اصالت او است. انتخاب کامیلا لادینگتون با لهجه خاص بریتانیایی‌اش تاکید اسکوئر انیکس بر این مسئله را نشان داد. شاید حتی همین ویژگی‌های فرهنگ انگلیسی که در شخصیت طراحی شده برای بازی‌ها بارز بود باعث شد که بازیکنان عاشق لارا کرافت جدید بشوند!

سوالی که مطرح می‌شود این است که چرا خود کامیلا لادینگتون در این فیلم نقش‌آفرینی نکرد؟

سوالی که مطرح می‌شود این است که چرا خود کامیلا لادینگتون در این فیلم نقش‌آفرینی نکرد؟ شاید لادینگتون به سختی مشغول توسعه عناوین جدید و محتوای بیشتر در دنیای بازی‌ها باشد، اما چرا عوامل فیلم به سراغ یک بازیگر انگلیسی نرفتند؟ مدتی شایعه شده بود که دیزی ریدلی (ستاره سه‌گانه جدید استاروارز) قرار است در این فیلم ایفای نقش کند که آن را نشانی مثبت قلمداد کردیم. اما وقتی بجای او آلیشیا ویکاندر معرفی شد، عده زیادی به سرعت تناسب او را برای این نقش زیر سوال بردند.

حال ویکاندر مجبور است روی لهجه انگلیسی خود کار کند و تا حد ممکن طبیعی و اصیل به نظر برسد! مسلماً شهرت او و محبوبیت اخیرش در دنیای هالیوود نقش بزرگی در انتخاب او برای این فیلم داشته است اما فعلا می‌خواهیم ویکاندر را قضاوت نکنیم و تا زمان عرضه فیلم نسبت به عملکردش امیدوار باشیم.

 

پرداختن بیش از حد به پس‌زمینه

پرداختن بیش از حد به پس‌زمینه دنیای داستان موردنظر یکی از اصلی‌ترین دلایل شکست فیلم‌های سینمایی اقتباس شده بر اساس بازی‌ها است

بسیاری از آثار اقتباسی از این مشکل رنج می‌برند. البته طبیعی است اگر هنرمندی به دام این تله بیفتند؛ بخصوص اگر بحث ما اقتباس‌های سینمایی از بازی‌ها باشد. مثلا یک فرنچایز بزرگی مثل Assassin’s Creed را در نظر بگیرید که تاکنون ده بازی اصلی در آن ساخته شده است. هرکدام از این بازی‌ها ضمن روایت داستان خود، دنیای این مجموعه را گسترش داده‌ و چیزی به افسانه آن افزوده‌اند. حال کارگردان یا نویسنده‌ای می‌خواهد همه این دنیا را که طی سالیان سال به آن پرداخته شده است به یک مدیوم دیگر ببرد. آیا می‌توان همه عناصر سری بزرگی مثل Assassin’s Creed را در یک فیلم معرفی کرد و در پسای آن به داستان پرداخت؟ متاسفانه بسیاری از عوامل پشت این فیلم‌ها به قدری درگیر این موضوع می‌شوند که فراموش می‌کنند هدف آن‌ها تولید یک فیلم سرگرم‌کننده و با داستان درخور و منطقی است. پرداختن بیش از حد به پس‌زمینه دنیای داستان موردنظر یکی از اصلی‌ترین دلایل شکست فیلم‌های سینمایی اقتباس شده بر اساس بازی‌ها است.

با توجه به تریلر فیلم Tomb Raider می‌توان انتظار داشت که فیلم به راحتی ۳۰ الی ۴۰ دقیقه اول خود را برای پرداختن به پس‌زمینه شخصیت لارا و داستان زندگی و خانواده‌اش هدر دهد! کارگردان شاید در اینجا با خود فکر می‌کند که باید به مخاطب اجازه داد تا با شخصیت لارا ارتباط برقرار کند و در این حین تقریبا نصف زمان فیلم خود را که می‌تواند از آن برای قرار دادن گره‌های جذاب در روند داستانی استفاده کند، از دست می‌دهد.

 

همان‌طور که در تریلر مشاهده کردید، داستان فیلم رویه‌ی Rise of the Tomb Raider را پیش می‌گیرد و پدر لارا نیز به مخاطبان نشان داده می‌شود. بازی دوم توانست تنها با صرف ۱۰ دقیقه به پس‌زمینه ماجرای پدر او و کشته شدنش توسط فرقه تیرینیتی بپردازد و سپس بازیکنان را در قلب ماجرا قرار دهد. اما آیا در سینما هم می‌توان اینکار را انجام داد؟ نویسنده در اینجا با یک چالش بزرگ روبه‌رو می‌شود: اگر بخواهد معرفی شخصیت لارا و خانواده او، مرگ پدرش، یافتن پیام پنهان پدرش و تصمیم برای ورود به این ماجرا را در زمانی محدود (مثلاً همان ۱۰ دقیقه که در بازی دیدیم) انجام دهد، همه می‌گویند که در پرداختن به داستان عجله داشته است و در این پروسه که اتفاقات به سرعت پیش می‌روند، زمانی برای فضاسازی و ارتباط مخاطب با داستان وجود نخواهد داشت.

اگر نویسنده تصمیم بگیرد ۳۰ دقیقه اول فیلم را به این مسائل اختصاص دهد، از رسالت فیلم که به تصویر کشیدن ماجراجویی مقبره‌نورد شجاعٍ انگلیسی است، فاصله می‌گیرد

از طرفی، اگر نویسنده تصمیم بگیرد ۳۰ دقیقه اول فیلم را به این مسائل اختصاص دهد، از رسالت فیلم که به تصویر کشیدن ماجراجویی مقبره‌نورد شجاعٍ انگلیسی است، فاصله گرفته و ممکن است حوصله مخاطبان را سر ببرد. پس تکلیف این وسط چیست؟ بالاتر گفتیم که هدف نویسنده یا کارگردان از پرداختن به پس‌زمینه داستانی می‌تواند ایجاد اهرمی برای ارتباط برقرارکردن مخاطب با شخصیت لارا باشد و در همینجاست که به اشتباه می‌افتد!

تلاش برای ایجاد ارتباط مخاطب با فیلم و داستان آن به مدت‌زمان نیست، بلکه به هنرمندی نویسنده و کارگردان و نحوه روایت و به تصویر کشیدن این دو است. چه بسا اگر آن‌ها کار خود را به درستی انجام دهند، مبنای این ارتباط در ۵ دقیقه هم (!) ایجاد می‌شود. Assassin’s Creed به اشتباه حداقل ۴۰ دقیقه از زمان خود را با سکانس‌های حوصله‌سربر هدر داد و تازه بعد از آن چیزی را به مخاطبان داد که از اول به دنبال آن بودند. ایده‌آل‌ترین حالت ممکن برای فیلم Tomb Raider این است که مانند بازی از همان غرق شدن کشتی لارا آغاز شود و باقی داستان را در فلش‌بک‌های جزئی روایت کند. با توجه به تریلر، این اتفاق نخواهد افتاد!

بله، حال که بیشتر فکرش را می‌کنید، می‌بینید که ساخت فیلم سینمایی از بازی‌ها آن‌قدرها هم کار آسانی نیست و شکست‌های پی‌درپی عوامل این فیلم‌ها هم قابل بررسی و تحلیل است.

 

حذف شخصیت سم

شخصیت سم (سامانتا نیشیمورا) نقشی محوری در بازی سال ۲۰۱۳ دارد. در واقع ارتباطی که بین شخصیت لارا و سم وجود داشت یکی از نقاط قوت احساسی بازی و داستان آن بود. طولی نکشید که نجات سم به هدف اصلی داستان و انگیزه واقعی لارا برای ادامه دادن تبدیل شد. فیلم جدید ادعا دارد که بر اساس بازی ۲۰۱۳ ساخته شده است (و بعضی عناصر آن، از جمله غرق شدن کشتی مانند همین بازی است) اما بیشتر از داستان Rise of the Tomb Raider پیروی می‌کند.

یکی از مسائلی که بار احساسی داستان بازی را تا حد زیادی بالا برد همین همراهان اسیرشده لارا کرافت در جزیره بودند

یکی از مسائلی که بار احساسی داستان بازی را تا حد زیادی بالا برد همین همراهان اسیرشده لارا کرافت در جزیره بودند. در این فیلم تنها چندشخصیت قابل‌توجه جز لارا در داستان او حضور خواهند داشت و با توجه به تریلر به نظر می‌رسد که او را در ماموریتش همراهی نخواهند کرد. انتظار داریم که ناخدای کشتی را (بازی شده توسط دنیل وو) در طول داستان ببینیم. هانا کامن به عنوان دوست نزدیک لارا با نام سوفی معرفی شده است اما هنوز نمی‌دانیم که او را در سفرش به مثلث مرگ (مکان جزیره‌ای که داستان فیلم در آن اتفاق می‌افتد) دنبال می‌کند یا خیر. با توجه به اینکه او را در تریلر ندیدیم می‌توان انتظار داشت که پاسخ این سوال منفی باشد. مسلما حضور شخصیت سم می‌توانست برای داستان پویایی و انگیزه خاصی بیافریند و برای دنیای جدید بازی‌ها اوماژی دوست‌داشتنی تلقی شود.

 

سرنوشت دنیا در دستان لارا

حقیقتاً انقدر در فیلم‌های سینمایی و یا هر مدیوم داستانی «نجات دنیا» به تصویر کشیده شده است که به معنای واقعی کلمه از آن به ستوه آمده‌ایم! نویسندگان معمولا فکر می‌کنند که با اینکار می‌توانند شخصیت داستان را در گرو هدفی والاتر و قهرمانانه قرار دهند و به ماجرا حسی حماسی و به موفقیت شخصیت، دستاوردی شکوهمند تزریق کنند. اما کمتر شخصی را پیدا می‌کنید که بگوید با چنین پدیده‌ای در تک تک داستان‌ها ارتباط برقرار می‌کند. استفاده از این عنصر داستانی نه تنها یکی از بزرگ‌ترین کلیشه‌های داستان‌پردازی است، بلکه اصلاً با فضا و لحن Tomb Raider تناسبی ندارد.

یکی از دلایلی که باعث شد بازی سال ۲۰۱۳ موفق شود داستان بسیار شخصی آن بود که برروی شخصیت‌های عمیق و ماجرایی که درگیر آن شده‌اند تمرکز داشت

یکی از دلایلی که باعث شد بازی سال ۲۰۱۳ موفق شود داستان بسیار شخصی آن بود که برروی شخصیت‌های عمیق و ماجرایی که درگیر آن شده‌اند تمرکز داشت. داستان بازی برروی بقا تمرکز داشت، و اینکه شخصیت‌های به تصویرکشیده شده در شرایط اسفناکی که در آن قرار داشتند چه واکنش‌هایی از خود نشان می‌دادند و چگونه برای نجات خود تلاش می‌کردند. از طرفی، داستان بر محوریت اشخاص و اهمیت زندگی تک تک آن‌ها می‌چرخید، و نه هدفی بالاتر چون نجات دنیا! شاید برای یک بازیکن که در دنیای جهان آزاد یک بازی قرار می‌گیرد نجات آن به یک انگیزه جذاب تبدیل شود، ولی برای مخاطب سینمایی که صدها بار این موضوع را دیده است، نجات دنیا کمترین اهمیتی هم ندارد.

اگر نویسنده داستان بتواند در ۱۰ دقیقه برروی رابطه لارا و صمیمی‌ترین دوستش تمرکز کند و با شخصیت‌پردازی برجسته به این شخصیت بها بدهد و او را در دل مخاطبان جای دهد، نجات دادن آن می‌تواند به اندازه کافی انگیزه خوبی باشد تا مخاطب فیلم را با هیجان هرچه بیشتر تا دو ساعت دنبال کند! اما پیدا کردن یک شی‌ء قدیمی و قدرتمند، آن هم زودتر از یک سازمان شیطانی که هدف کنترل دنیا را دارند (آشنا به نظر می‌آید، مگر نه؟ ناگهان ذهن آدم به سراغ فرقه قاتلین و ماموریت متعال آن‌ها می‌رود!)‌ شاید آنقدرها هم برای سینماگران جذاب نباشد.

 

 

متاسفانه به نظر می‌رسد که فیلم Tomb Raider هم علیرغم امید بسیاری از طرفداران به دام کلیشه‌ها و اشتباهات همیشگی اقتباس‌های سینمایی از دنیای بازی‌های ویدیویی افتاده است. البته بعضی از مواردی که در بالا مطرح کردیم تنها احتمالات و مواضعی است که از تریلر اول فیلم دستگیرمان شد.

اگر عوامل و متفکران پشت این اثر سینمایی داستانی منسجم، عمیق و منطقی با ارزش‌های بصری بالا و جذاب خلق کرده باشند، می‌توان امید داشت که فیلم Tomb Raider این طلسم ضعف فیلم‌های اقتباسی را از میان بردارد اما فعلا با همه چیزهایی که از این فیلم و وضعیت آن می‌بینیم می‌توان انتظار داشت که مقبره‌نورد افسانه‌ای باری دیگر در سینما با شکستی بزرگ مواجه شود.



۱ دیدگاه

  • تامب رایدر ۲۰۱۳ یه شاهکار هنری بود که آدم واقععا با کاراکتر زندگی می کرد ولی نسخه ی بعدی فقط یه اکشن با گرافیک بالا بود که کلی با مفهوم تامب رایدر در تضاد بود و فقط نون نسخه‌ی قبل خورد
    ریشه ی تامب رایدر اکتشاف مقبره و حل کردن پازل های سخته و اکشن به عنوان چاشنی خوبه

برای ارسال دیدگاه وارد شوید.