نقد و بررسی بازی Middle-Earth: Shadow of War

حلقه‌ای است از برای حکم راندن


آیا Shadow of War دنباله‌ای شایسته برای اثر ستایش‌شده Shadow of Mordor است؟ با نقد و بررسی گیمان از این بازی همراه شوید.

قلمرو فانتزی تالکین با کتاب‌ ارباب حلقه‌ها ۶۳ سال پیش دنیا را در برگرفت و گستره تاثیر آن به تمام عرصه‌های هنری رسید. با اینکه دهه‌ها از عرضه کتاب می‌گذرد، همچنان جامعه بزرگی از طرفداران به این انقلاب ژانر فانتزی وفادار هستند. سرزمین میانه به لطف بازی‌های موفق شرکت الکترونیک آرتز حتی در میان گیمرها هم محبوبیت خاصی دارد. استودیو مونولیث با عرضه بازی  Middle-Earth: Shadow of Mordor در سال ۲۰۱۴ باعث به تکامل رسیدن دنیای سرزمین میانه در صنعت بازی‌های ویدیویی شد. سایه موردور با ترکیب عناصر جا افتاده و ثابت‌شده بازی‌های ماجراجویی و سوم‌شخص و با تاثیرپذیری بسیار زیاد از سری Batman Arkham باری دیگر قلب‌های بازیکنان را تسخیر کرد و آن‌ها را به دنیای فانتزی مورد‌ علاقه‌شان بازگرداند. سه سال از انتشار بازی ستایش‌شده Shadow of Mordor می‌گذرد و حال با دنباله مورد انتظار آن یعنی Shadow of War روبه‌ رو هستیم.

[video width="1920" height="1080" mp4="http://gameon.shatelland.com/wp-content/uploads/2017/11/Middle-Earth-shadow-of-War-GameOn-FullHD-Review.mp4" poster="http://gameon.shatelland.com/wp-content/uploads/2017/10/Middle-earth-Shadow-of-War.jpg"][/video]

Shadow of War دقیقاً همان تجربه منحصربه‌ فرد قبلی را برای شما زنده می‌کند، با این تقاوت که سازنده ضعف‌های بازی اول را از بین برده و تمرکز خود را برروی گسترش دنیای موردور گذاشته است. یکی از دغدغه‌های بازی اول داستان بی‌روح و نه چندان جذاب آن بود و طرفداران دائماً به شخصیت‌های تهی و بی‌عمق آن ایراد می‌گرفتند. مثلاً صداگذاری شخصیت اصلی یعنی تالیون در بازی اول بر عهده تروی بیکر بود اما داستان به قدری بد نوشته شده بود که اصلا وجود این صداگذار افسانه‌ای را حس نکردیم. او برای بازی دوم بازگشته است و با برطرف شدن ضعف‌های داستانی، برای اولین بار شخصیت پیدا می‌کند!

پس بیایید از همین داستان شروع کنیم. در پایان بازی اول تالیون به سختی کلبریمبور را راضی می‌کند تا به نبرد با سائورون بپردازد. آن‌ها به دنبال ساخت حلقه قدرت دیگری هستند تا با اراده سائورون مبارزه کنند و این مقدمه‌ای بر روایت بازی دوم می‌شود.

 

اولین قدم درست سازندگان برای بهبود داستان Shadow of War اضافه کردن شخصیت‌های بیشتر از دنیای سرزمین میانه بود. همه ما شیلاب (Shelob) را به عنوان عنکبوت عظیم‌الجثه و بی‌رحمی می‌شناسیم که راه فرودو و سم را در حوالی برج کیریث آنگول سد کرد. در بازی جدید سازندگان به این موجود شخصیت می‌بخشند و او را در کالبد یک انسان قرار می‌دهند. پیچش ابتدایی داستان که منجر به ورود شیلاب می‌شود از بهترین تصمیم‌هاییست که نویسنده برای روایت بازی گرفته است؛ چرا که از طرفی این موجود در کنار دیگر شخصیت‌های جدید رنگ و تنوعی در داستان بازی ایجاد می‌کند و از طرف دیگر برای همه طرفداران ارباب حلقه‌ها نامی نوستالژیک و‌ آشناست.

یکی از نکات خسته‌کننده بازی اول این بود که در تمام سرزمین محدود موردور فقط با ارک‌های پلید روبه‌رو بودیم و جز آن‌ها نشانی از زندگی در آن برهوت دیده نمی‌شد.

دومین حرکت تحسین‌برانگیز نویسنده از نظر روایت داستان بازی ایجاد انگیزه در بازیکنان است. یکی از نکات خسته‌کننده بازی اول این بود که در تمام سرزمین محدود موردور فقط با ارک‌های پلید روبه‌رو بودیم و جز آن‌ها نشانی از زندگی در آن برهوت دیده نمی‌شد. بازی دوم این مشکل را از همان مراحل ابتدایی حل می‌کند. همان‌طور که در تریلرهای معرفی هم دیدید، بخش بزرگی از داستان در شهر میناس ایثیل اتفاق می‌افتد. در نظر داشته باشید که بازی در برهه‌ای است که سائورون و اشباح حلقه‌ به این شهر گاندوری حمله می‌کنند و اگر از وادی بازی خارج شوید و به تاریخ سرزمین میانه رجوع کنید می‌بینید که اضافه کردن این خط داستانی چقدر هوشمندانه است و به دنیای جدید ساخته شده توسط مانولیت تنوع می‌بخشد. طراحی این شهر و استحکامات شکوهمند گاندوری به قدری زیبا و پرجزییات است که به راحتی محو آن می‌شوید. طرفداران سرزمین میانه مدت‌هاست به دنبال بازی‌ای هستند که شهر افسانه‌ای میناس تیریت را شبیه‌سازی کند. شاید از نظر مفهومی میناس ایثیل به عظمت میناس تیریت نرسد اما شهری که برای Shadow of War طراحی شده دست کمی از آن ندارد. با توجه به اینکه از میناس ایتیل به عنوان شهر دوقلوی میناس تیریت یاد می‌شود، سازندگان حتی آن را به صورت طبقه‌ای مدل‌سازی کرده‌اند تا به رویایی که بازیکنان در سر دارند نزدیک شود.

بیایید به عقب برگردیم. قبل از اینکه تالیون قابلیت مردن را از دست دهد، یکی از تکاوران گاندور و نگهبان دروازه سیاه دشت‌های مورانون بود. در ابتدای بازی دوم متوجه می‌شوید که میناس ایثیل – تنها شهر باقی‌مانده گاندور در موردور – تحت محاصره نیروهای سائورون است. تالیون در اینجا به عنوان سربازی که دوباره ندای وظیفه را می‌شنود، برای اولین بار انگیزه‌ای واقعی برای جنگیدن پیدا می‌کند. این بار هدف او انتقام نیست، بلکه می‌خواهد از مردمش محافظت کند و با شیطان عظیم موردور که بزودی در دیگر نقاط سرزمین میانه هم پخش می‌شود بجنگد. نحوه روایت داستان در همان نیم ساعت اول به گونه‌ای است که به راحتی تمام بازیکنان را جذب خود می‌کند و البته لازم نیست بگوییم که طرفداران تالکین به هیچ‌وجه نمی‌توانند در برابر کشش آن مقاومت کنند!

 

در کنار شیلاب، شخصیت‌های زیادی به داستان اضافه شده‌اند. افسران گاندوری شهر میناس ایثیل تنها به عنوان جنگجویان صف‌پرکن در داستان حضور ندارند بلکه هرکدام به گونه‌ای منحصربه‌فرد در برابر شرایطی که در مقابل آن هستند واکنش نشان می‌دهند. همین موضوع است که به این شخصیت‌ها عمق می‌بخشد. ایدریل، فرزند فرمانده شهر میناس ایثیل یعنی کاستامیر است و بارانور هم به عنوان معشوقه ایدریل، از دیگر شخصیت‌های پررنگ بازی به حساب می‌آید. اگر مانولیت صرفاً می‌خواست چند شخصیت معمولی به بازی اضافه کند تا در خدمت روایت داستان قرار گیرند، نتیجه این داینامیک فوق‌العاده میان داستان و شخصیت‌ها نمی‌شد. اما اینطور نیست، و این‌بار، داستان از نقاط قوت اصلی بازی محسوب می‌شود.

یکی دیگر از شخصیت‌های مهم بازی که در تکامل داستان هم نقش کلیدی دارد، التاریل – آدمکش فرستاده شده از طرف گالادریل – است. او قدرت نور گالادریل را در اختیار دارد و هدفش پیدا کردن و از بین بردن نزگول‌هاست. شخصیت التاریل در ابعاد داستان بازی تاکید ظریف دیگری بر دخالت محدود الف‌ها در نبرد با سائورون است. او جنگجویی ماهر است که در ابتدا تالیون و اهدافش را به چالش می‌کشد و آن‌ها را زیر سوال می‌برد. در نهایت باید گفت که تالیون در این بازی تنها نیست و شخصیت‌های متنوع زیادی او را در این مسیر همراهی می‌کنند؛ شخصیت‌هایی که نه برای جلو بردن داستان، بلکه برای اضافه کردن وزنی به جنبه احساسی و عاطفی این ماجرا در آن حضور دارند.

این بازی بیش از آنچه که تصورش را بکنید به مسائل فلسفی روح انسان می‌پردازد که این با اصلی‌ترین عنصر گیم‌پلی آن – یعنی حکم‌راندن و تسلط بر دیگران به کمک حلقه‌های قدرت – در ارتباط است.

داستان‌های Shadow of Mordor و Shadow of War همیشه برپایه تراژدی استوار هستند که البته با توجه به دشمن اصلی آن یعنی سائورون جای تعجب ندارد. همه می‌دانند که سائورون در بین کتاب‌های هابیت و ارباب حلقه‌ها (۶۰ سالی که بازی‌ها در آن اتفاق می‌افتد) شکست نمی‌خورد. پس از همان ابتدای بازی می‌دانیم که تالیون و همراه او کلبریمبور در جهاد خود پیروز نخواهند شد. سازندگان بازی این مسئله را به خوبی درک می‌کنند، و برای همین بجای اینکه روایت داستان بازی را بر اتفاقات سوار کنند، بر احساسات و عواطف شخصیت‌های درگیر تکیه می‌دهند. پیچش‌های داستانی غیرمنتظره به همراه کلیف‌هنگرهای بزرگ در طی داستان و بخصوص پایان بازی، باعث می‌شوند که هیچوقت جذابیت Shadow of War برای بازیکن کمرنگ نشود. درست است که گفتیم داستان بازی به طرز اجتناب‌ناپذیری تراژیک است، اما سازندگان باز هم با پیچش‌های داستانی شما را غافلگیر خواهند کرد. داستان Shadow of War با توجه به برهه‌ای که در آن قرار گرفته می‌توانست باز هم بی‌روح و خالی از محتوا باشد اما به طرز شگفت‌انگیزی اینطور نیست و این هوشمندی سازندگان و از همه مهم‌تر نویسنده بازی را نشان می‌دهد. این بازی بیش از آنچه که تصورش را بکنید به مسائل فلسفی روح انسان می‌پردازد که این با اصلی‌ترین عنصر گیم‌پلی آن – یعنی حکم‌راندن و تسلط بر دیگران به کمک حلقه‌های قدرت – در ارتباط است.

از هرکسی که این بازی را تجربه کرده است بپرسید و او می‌گوید: گیم‌پلی Shadow of War فوق‌العاده وسیع است. گاهی احساس می‌کنید که سازندگان هر ایده‌ای که به ذهنشان رسیده را به عنوان مکانیک و المانی جداگانه در بازی قرار داده‌اند. طراحی مراحل به گونه‌ای است که هرگز از آن‌ها خسته نمی‌شوید و هرکدام ضمن روی دادن در محیطی منحصربه‌فرد، چیزهای متفاوتی از بازیکنان می‌خواهند و هربار آن‌ها را به چالش جدیدی دعوت می‌کنند.

فتح قلعه‌ها از بهترین بخش‌های اضافه شده به گیم‌پلی بازی است. آزادی عملی که در این محاصره‌ها (Siege) و یا دفاع‌ها (Defense) وجود دارد باعث می‌شود که ده‌ها ساعت بدون خسته شدن به آن مشغول شوید.

یکی از مسائل قابل تحسین در مورد گیم‌پلی Shadow of War این است که هیچوقت دست خود را کامل رو نمی‌کند. وقتی شما برای اولین بار بازی را آغاز می‌کنید دقیقاً همان Shadow of Mordor سه سال قبل است اما به مرور زمان و با گذراندن مراحل ویژگی‌های جدید و خاص آن دائماً خود را نشان می‌دهند و بازیکنان را غافلگیر می‌کنند. همه طرفداران می‌گویند که نقطه عطف گیم‌پلی بازی سیستم ارتقایافته نمسیس (Nemesis) است که در بازی اول هم آن را دیدیم، اما به شخصه مخالف این مسئله هستم! بله، سیستم نمسیس جذابیت‌های خود را دارد، بسیار پویاست و در Shadow of War خیلی بهتر از قبل ظاهر می‌شود، اما قدرت این بازی از نظر گیم‌پلی در طراحی مراحل و البته قدرت‌های جدید تالیون و کلبریمبور است. دقیقاً همین است که باعث می‌شود هیچ‌وقت از Shadow of War خسته نشوید! این بازی عناصر بسیاری دارد و هروقت که بخواهد یکی از آن‌ها را به میدان می‌کشد و بازیکنان را پای بازی نگه می‌دارد.

مثلاً در نیمه اول بازی تمرکز گیم‌پلی و مراحل برروی محیط‌های جدید و پروسعت و فرصت‌هاییست که این محیط‌ها در اختیارمان قرار می‌دهند. در نیمه دوم تمرکز بازی روی قابلیت‌های جدید و قدرت‌های تالیون و کلبریمبور می‌رود و شما را با بهترین ویژگی گیم‌پلی یعنی «نبرد برای موردور» آشنا می‌کند. در Shadow of War می‌توانید با رام کردن و تحت فرمان گرفتن کاپیتان‌های ارک سپاه خود را تقویت و به استحکامات سائورون در هر گوشه از سرزمین موردور حمله کنید. این بخش از گیم‌پلی بازی در دو حالت حمله و دفاع خلاصه می‌شود. هر قلعه فرماندهان خود را دارد و هر فرمانده هم زیر دستانش را. این سیستم به شما قابلیت‌های زیادی می‌دهد و هرطور که بخواهید می‌توانید با آن به جلو حرکت کنید. مثلاً می‌توانید یکی یکی فرماندهان هر قلعه را – که هرکدام ویژگی‌های منحصربه‌فرد خود را دارند – از بین ببرید تا نیروی دفاعی ضعیف شود و فتح آن آسان‌تر. می‌توانید کاپیتان‌های تحت فرمان خود را به عنوان جاسوس به این قلعه‌ها بفرستید تا در جنگ ناگهان به ارباب خود خیانت کنند و در صف دشمنان ترس بیندازند. و یا اگر حوصله این کارها را ندارید، می‌توانید از همان ابتدا و با آنچه در اختیارتان هست به قلعه‌ها حمله کنید که فتحشان را بسیار سخت‌تر می‌کند.

همان‌طور که قبل‌تر هم گفتیم، Shadow of War شخصیت‌های قدرتمند و عمیق زیادی دارد اما مسئله تعجب‌آور این است که گاهی همین ارک‌ها می‌توانند بسیار نقش‌آفرین باشند. مثلا ممکن است یکی از زیردستانتان در شرایط حساس و غیرمنتظره به شما خیانت کند و یا یکی از فرماندهانی که قبل‌تر کشتید قدرتمندتر از گذشته برای انتقام گرفتن برگردد. سیستم نمسیس در حین قدرتمند بودن داستان خود بازی، ماجراهای منحصربه‌فرد زیادی را برای بازیکنان رقم می‌زند. این سیستم در Shadow of War به قدری پیچیده‌ است که باعث می‌شود هیچ دو بازیکن تجربه مشابهی در طی بازی نداشته باشند. اما خب گاهی وقت‌ها همین نمسیس هم اعصاب خوردکن می‌شود. مثلاً‌ در یک پایگاه سه فرمانده حضور دارند که این خود چالشی قابل‌توجه برای بازیکنان است. ناگهان و به صورت کاملاً اتفاقی، یکی از دشمنان قدیمی برای انتقام گرفتن ظاهر می‌شود و کار شما را خراب می‌کند.

سیستم مبارزات بازی در یک کلام به شما آزادی کامل می‌دهد. هرکدام از دشمنان و باس‌های بازی در برابر بعضی حرکات مصون هستند و در برابر بعضی دیگر آسیب‌پذیر. ترکیب ضربه‌ها و ویژگی‌های محیط باعث می‌شود که انتخاب‌های زیادی قبل و در حین مبارزه داشته باشید. بازی اول در مبارزات پیرو سیستم بازی‌های Batman Arkham از سوی راک‌استدی بود اما در بازی دوم بسیار فراتر از این بازی‌ها می‌رود و به قولی امضای انحصاری خود را بدست می‌آورد. از طرفی، دیگر در این مبارزات تنها نیستید و در بسیاری از مراحل بازی قهرمانان یا سربازانی شما را همراهی می‌کنند. شاید در برابر دریایی از قابلیت‌های متنوع و عناصر گیم‌پلی نقص در بخش مبارزات به چشم نیاید اما باید گفت که Shadow of War حتی در این بخش هم عالی ظاهر می‌شود.

به رسم بازی‌های نقش‌آفرینی، Shadow of War از سیستم ارتقا قدرت‌ها و ابزار بهره می‌برد. البته ارتقا این قدرت‌ها را در بازی اول هم دیدیم اما بخش سلاح‌ها و ابزار با سطوح مختلف یکی دیگر از جنبه‌های جدید بازی به حساب می‌آید. همان‌طور که به فتوحات خود در موردور ادامه می‌دهید و نفوذ ارباب تاریکی‌ها را در آن کم می‌کنید، باید به وضعیت شخصیت و ابزار خود هم توجه داشته باشید چرا که هرچه تالیون جلوتر می‌رود، با دشمنان سرسخت‌تر و چالش‌های بزرگ‌تری مواجه می‌شود.

از دالان‌ها و غارهای مخوف کیریث آنگول گرفته تا سرزمین‌های سرسبز نورن و کوه‌های برفی سرگوست، بازی محتوای تازه و جدید برای ارائه دادن دارد.

نمی‌دانم چندبار در این نقد گفته‌ام که ابعاد مختلف این بازی وسیع هستند اما باری دیگر از این واژه برای توصیف نقشه و محیط‌های آن استفاده می‌کنم. نقشه Shadow of Mordor بسیار محدود بود و نمی‌توانستیم آن را جهان‌باز قلمداد کنیم اما فکر می‌کنم یکی از اولین اهداف مانولیت در بازی دوم این بوده که: تا جایی که می‌توانیم نقشه بازی را بزرگ کنیم! موردور به معنای واقعی کلمه وسیع است و در هر نقطه آن کاری برای انجام دادن هست؛ از دالان‌ها و غارهای مخوف کیریث آنگول گرفته تا سرزمین‌های سرسبز نورن و کوه‌های برفی سرگوست، بازی محتوای تازه و جدید برای ارائه دادن دارد. مراحل فرعی بی‌شمار بازی در کنار داستان‌های منحصربه‌فرد هرکدام از فرماندهان دشمن باعث خلق ده‌ها داستان در دل ماجرای اصلی شده‌اند.

از طرفی طراحی سرزمین‌های موردور دیگر مانند بازی اول حس و مال مردگی ندارد. طراحی نقشه بازی اول و حتی طراحی هنری و نورپردازی آن بسیار پژمرده بود و بعد از مدتی حس و حال بدی به بازیکنان منتقل می‌کرد. اگر بخواهیم مثالی مشابه بزنیم باید به طراحی و پردازش Fallout 3 در مقایسه با Fallout 4 اشاره کرد. بااینکه هدف خلق یک دنیای آخرالزمانی بود، سازندگان دریافتند که مرده بودن رنگ‌های محیط باعث دلزدگی بازیکنان می‌شود. سرزمین موردور هم پر از تاریکی و پلیدی است و مانولیت در بازی اول این را به خوبی متجسم کرد اما مشکل این واقع‌گرایی بخصوص این است که بازیکنان را بعد از مدت کوتاهی خسته می‌کند. در Shadow of War این اشتباه دیگر تکرار نمی‌شود و سازندگان با اضافه کردن منطقه‌های متفاوت از نظر آب و هوایی در خلق محیطی پویاتر و سرزنده‌تر قدم برداشته‌اند.

 

در مقایسه، Shadow of Mordor صرفاً یک دمو و نسخه آزمایشی برای بازی دوم به حساب می‌آید! اگر از طرفداران تالکین و دنیای سرزمین میانه هستید این بازی شما را در داستان افسانه‌ای خود غرق می‌کند. تماشای سقوط میناس ایثیل – که نماد قدرت گاندور است – و تبدیل شدن آن به میناس مورگول می‌تواند برای همه طرفداران این دنیای فانتزی دلخراش باشد. ماجرای قهرمانانی که در برابر شیطان بزرگ ایستادگی می‌کنند، ترکیب شده با گیم‌پلی بسیار گسترده و لذت‌بخش و البته غافلگیرکننده به همراه انسجام مثال‌زدنی و رعایت چارچوب‌های مطرح عناوین هم‌سبک، Shadow of War را به یکی از برترین بازی‌های سال ۲۰۱۷ تبدیل می‌کند.

 

 

برای تهیه بازی Middle-Earth: Shadow of War و همچنین اطلاع از جدیدترین محصولات مرتبط با کنسول‌ها، پی‌سی، اکشن فیگور و کالکتورهای کمیاب به کانال تلگرامی فروشگاه اینترنتی پی سی ایکس باکس مراجعه کنید.

 

  • گیم‌پلی وسیع و غیرقابل‌پیش‌بینی
  • خط داستانی غنی و پرپیچ و خم
  • شخصیت‌های عمیق
  • بزرگیِ سرزمین موردور و تنوع مراحل

  • پویایی سیستم نمسیس باعث خلق لحظات تصادفی می‌شود و ممکن است در بعضی مراحل تجربه بازیکنان را مختل کند


درباره سیستم نمره دهی

9

خوب:

بد:



۳ دیدگاه

  • سلام خدمت شما.
    واقعا از خوندن این نقد لذت بردم و از اونجایی که تجربه ۲ بار این بازی رو داشتم به توانایی قلم شما پی بردم و ممنونم از زحمتی که بابت این نقد کشیدید و نمره ای که کاملا منصفانه بود به این بازی دادید.

  • با سلام نقد بسیار خوبی بود من ک واقعا از این بازی لذت بردم ممنون ک بررسی ویدویی رو هم قرار دادید

  • به به چه نقد حرفه ای و جذابی بود لذت بردم مرسی اقای استادی … و اقا دانیال خیلی وقت بود صدای شمارو نشنیده بودم . مفتخر شدیم باز (:
    مطمئنم این سایت میترکونه بزودی عالی بود

برای ارسال دیدگاه وارد شوید.
ورود به پروفایل

Middle-Earth: Shadow of War

تاریخ انتشار: ۱۸ مهر ۱۳۹۶

بازی Shadow of War دنباله‌ای برای اثر موفق استودیو مونولیث به نام Shadow of Mordor است. داستان بازی در دنیای سری کتاب‌های تالکین اتفاق می‌افتد و حوادث آن مربوط به ماجراهای پس از هابیت و پیش از ارباب حلقه‌ها است.

امتیازها

0
کاربران
81
Metacritic
9
Gameon

Blood and Gore, Intense Violence