نقد و بررسی بازی Call of Duty: WW2

جنگ جهانی دوم، ناجی موقت «ندای وظیفه»



اکتیویژن با بازگشتی دوباره به جنگ جهانی دوم، سعی در بازیابی و احیای ابرفرانچایز Call of Duty دارد، اما آیا Call of Duty: WW2 در این مسیر موفق بوده است؟ با نقد و بررسی این بازی در گیمان همراه باشید.

جنگ جهانی دوم مسلما به خاطر ویرانی‌ها و کشتار میلیون‌ها نفر، جزوی از منفورترین دوران تاریخ بشر شناخته می‌شود، اما از طرفی، به تصویر کشیدن آن از طریق سینما و به خصوص بازی‌های ویدیویی، از ایده‌های ناب و سرشار از لحظات خاص برشمرده می‌شود. مجموعه بازی‌های Call of Duty که زمانی سردم‌دار بازی‌های اقتباسی از جنگ جهانی دوم بود و بعد به دوران مدرن پیش رفت، با بازی Call of Duty: WW2 بازگشتی دوباره به دوران جنگ جهانی دوم داشته است. دورانی که به شدت مورد انتظار مخاطبان دو آتشه‌ی این بازی بوده و موج جدیدی از ابراز علاقه و رضایت‌مندی را به راه انداخته است. اما اگر سر و روی خود را از گرد و خاک این خوشحالی بتکانیم و بخواهیم نگاهی دقیق‌تر به بطن ماجرا بیاندازیم، چند سوال برایمان طرح می‌شود. اول اینکه آیا کلیت این حرکت صحیح و به جا بوده؟ و اکتیویژن تنها به قصد خارج کردن فرانچایز محبوب و پول‌ساز خود از بحران، چاره‌ای به جز بازگشت به دوران جنگ جهانی دوم پس از چندین و چند بازی آینده‌نگرانه نداشته است؟ پرسش‌هایی که برای یافتن پاسخ‌ آنها، باید ذره ذره‌ی بازی جدید را موشکافی کرد و دید یکی از بزرگترین مجموعه شوترهای تاریخ، چه چیز جدیدی برای مخاطبان پر و پاقرصش، آن هم در سال ۲۰۱۷ و نسل هشتم کنسول‌ها داشته است. با من دانیال نوروزی در ادامه همراه باشید تا نگاهی جسورانه و منطقی به Call of Duty: WW2 داشته باشیم.

[video width="1280" height="720" mp4="http://gameon.shatelland.com/wp-content/uploads/2017/11/Call-of-Duty-WW2-GameOn-Review-720p.mp4"][/video]

ظاهرا اکتیویژن راهی جز احیای مجموعه خود، آن هم با استفاده از احساسات مخاطبان و علاقه‌مندی‌ آنها به جنگ جهانی دوم نداشته است

پافشاری و یک دندگی اکتیویژن برای تکرار انقلاب متحول‌کننده‌ای که با Modern Warfare برای مجموعه‌ی Call of Duty ایجاد کرد و باعث تولید شوترهای فرامدرن و فضایی طی چند سال گذشته شد، بر کسی پوشیده نیست. از سری Black Ops بگیرید که جز نسخه‌ی اول آن، دو بازی بعدی‌اش گرفتار داستان‌های تخیلی پوچ و گیج‌کننده شدند تا بازی Advanced Warfare، Infinite Warfare و گل سرسبد آنها، Ghosts، تلاش هایی بودند که اکتیویژن با میدان دادن به هر کدام‌شان، مسبب کاهش محبوبیت و میزان فروش فرانچایز شد. شاید اکتیویژن تنها راه نجات مجموعه و جلب توجه هواداران بازی خود را، گوش دادن به حرف اکثریت آنها برای بازگشت به دوران جنگ جهانی دوم دید. کاری که حالا می‌بینیم کما بیش موثر واقع شده و کورسوی امیدواری به مقامات اکتیویژن نشان داده است. با این حال وقتی عمیق‌تر به مسئله نگاه می‌کنیم، می‌بینیم که اکتیویژن و تیم اسلج‌همر گیمز که این بازی، دومین پروژه صفر تا صد آنها در فرانچایز COD محسوب می‌شود، ویژگی انقلابی، متحول‌کننده یا صرفا رو به جلویی به پیکره‌ی این ابرشوتر اول شخص اضافه نکرده‌اند.

 

یکی از نقاط عطف WW2 و شاید به جرات چند نسخه‌ی اخیر، همین مرحله‌ی جاسوسی و مخفی‌کاری است که شما را به دور از تمام اکشن‌های پر زد و خورد مجموعه، به قلب نازی‌ها به صورت مبدل می‌فرستد.

کهنگی خاص و غریبی در روح بازی وجود دارد که در تقابل با حس نوستالژی قرار دارد

WW2 مانند یک خودرو شیک و کلاسیکه که با دیدن آن، حس نوستالژی‌مان قلقلک داده می‌شود، ولی همین که داخلش می‌شویم و چند دوری با آن می‌زنیم، بخشی از آن حس نوستالژی جایش را به کهنگی و ماندگی می‌دهد. کهنگی که می‌شود به وضوح آن را در روند گیم‌پلی و سایر اجزای بازی لمس کرد. وقتی برای اولین بار پای بازی نشستم و بخش‌های داستانی و چند نفره را امتحان کردم، تنها چیزی که به ذهنم می‌رسید این بود که توسعه‌دهندگان بازی نگاه‌شان را بیشتر معطوف به کدام نسخه‌ از مجموعه کرده‌اند؟ آن‌طور که من حس کردم، نسخه‌ی اول که قدیمی‌ترین بازی مجموعه با ساختار جنگ جهانی دوم بوده، منبع الهامی برای سازندگان WW2 بوده است. البته رد پای بازی‌های مجموعه Medal of Honor هم به خصوص در مرحله‌ی جاسوسی دیده می‌شود. اما این نگاه به قدری زیاد بوده که ما با دسته دسته ویژگی‌های از پیش تجربه شده رو به رو هستیم. اگر بخواهیم از زاویه دید یک مخاطب معمولی یا به اصطلاح کژوال به WW2 نگاه کنیم، خب این بازی آنقدر لحظات هیجان‌انگیز و امکانات زیاد دارد که می‌تواند رضایت‌بخش باشد، اما وقتی چشمان‌مان را بیشتر باز ‌می‌کنیم و ذهن خود را بیشتر برای دریافت ایده‌های نو و تجربیات بکر آماده می‌کنیم، متوجه می‌شویم که WW2 تقریبا از ایده‌های جدید تهی است و می‌توان آن را در کنار بازی Ghosts، یکی از بی‌تاثیرترین بازی‌های مجموعه و حتی بین شوترهای اول شخص بزرگ تاریخ گذاشت. نام Call of Duty زمانی به عنوان یک بازی تاثیرگذار و تعریف‌کننده استاندارد در تنظیمات بازی‌های ویدیویی، زبان‌زد خاص و عام بود، اما الان چنین چیزی مشاهده نمی‌شود.

WW2 در بخش داستانی بد ظاهر نمی‌شود. روایت قصه برای آن دسته از کسانی که خودشان را با فیلم‌ها و بازی‌های اقتباسی از جنگ جهانی دوم، به خصوص مدل حمله به نرماندی، خفه کرده‌اند، بی رمق و تکراری است. بازی برای مخاطبان گیم‌پلی بازی‌های Black Ops 3، Infinite Warfare و حتی شوتر سرعتی Titanfall، که حسابی به مکانیزم‌های متنوع و گیم‌پلی آنها عادت کرده‌اند، به مانند یک انسان اولیه‌ با حداقل امکانات است. البته ویژگی‌های گیم‌پلی WW2 را می‌توانیم به حساب القای حس واقع‌گرایی در روایتی تاریخی بزنیم، اما این واقع‌گرایی به قیمت ایجاد حس کهنگی و پوسیدگی در برخی اجزای بازی تمام شده است.

 

مرحله‌ی خلبانی دقیقا از همان مکانیزمی استفاده می‌کند که استودیو اینفینیتی وارد برای هدایت یا به اصطلاح داگ فایت‌های سفینه‌ی در بازی Infinite Warfare به کار گرفته بود.

میراث‌دار دیگران!

COD: WW2 الهامات زیادی از نسخه‌های اولیه و بازی‌های مجموعه مدال افتخار گرفته، اما اگر کمی DNA این بازی را بشکافیم، به شباهت‌های بی حد و حصرش با سری بازی‌های Brothers in Arms کمپانی یوبی‌سافت می‌رسیم. فقط کافی است ست‌پیس‌های هالیوودی و برق‌آسای WW2 را از بازی حذف کنیم تا به خاطر وجود المان‌های شبه تاکتیکی و همکاری‌های بین جوخه، COD: WW2 را ادامه‌ای معنوی برای سری Brothers in Arms بدانیم. شخصیت‌های جوخه ویژگی‌های منحصر به فردی دارند که با کمک آنها، ارتباطات زنده‌تری را نسبت به نسخه‌های قبلی مجموعه تجربه می‌کنید. برای مثال گروهبان پیرسن با وجود اخلاق نه چندان خوشایندش، قدرت دید بالایی در میدان جنگ دارد و وقتی از وی درخواست تشخیص موقعیت دشمن می‌کنید، می‌توانید دشمنان را از فواصل دور و نزدیک به صورت هایلایت شده شکار کنید. سیستم سلامتی بازی متفاوت از شوترهای امروزی، به سبک بازی‌های قدیمی به صورت نوار سلامتی است و این قضیه کمی بازی را برای کسانی که به سیستم سلامتی بازیابی اتوماتیک این روزها عادت کردند، سخت می‌کند، اما راستش را بخواهید، این سیستم دل چسب و واقع‌گرا است. با تمام این اوصاف، چیزی که در ذهن یک مخاطب قدیمی مجموعه به وجود می‌آید این است که چرا مجموعه‌ای مانند «ندای وظیفه» که زمانی خود استانداردهای سبک شوتر را با هر نسخه‌ی جدیدش به جلو هل می‌داد، حالا برای خارج کردن خود از بحران به هر ایده‌ و راهی که قبلا توسط دیگران پیموده شده، چنگ می‌اندازد؟

تضاد‌های زیادی در المان‌های مختلف COD: WW2 وجود دارد که باعث می‌شود مخاطب نه از آن کاملا دل‌زده شود و نه آنقدر شیفته و عاشقش شود که بی برو برگرد، از آن تعریف و تمجید کند. داستان بازی با مرکزیت شخصیتی به نام رونالد دنیلز روایت می‌شود که جزوی از جوخه اول پیاده‌نظام عملیات بزرگ نرماندی و حمله به آلمان نازی است. دنیلز تقریبا شخصیتی جذاب دارد، او حرف می‌زند، واکنش‌های طبیعی از خود نشان می‌دهد و فلش‌بک‌هایی که بازی به گذشته‌ی او و داستان عبرت‌آموزی که با برادر بزرگترش در آن دوران داشته، کمک می‌کند تا مخاطب حس همزاد‌پنداری مناسبی با شخصیت دنیلز پیدا کند. دنیلز و جوخه‌ای که او در آن قرار دارد، تعاملات عمدتا جالب توجه و قابل لمسی را به مخاطب ارائه می‌دهد که شاید جای خالی چنین المان‌هایی، سال‌ها در مجموعه Call of Duty حس می‌شد.

ظاهر داستان همانطور که گفتم، برای خوره‌های جنگ جهانی چیز دندان‌گیر و اعجاب‌انگیزی به همراه ندارد و تا حدی تکرار مکررات است، ولی شیوه‌ و راهی که شخصیت اصلی و جوخه‌ی همراهش برای رسیدن به رودخانه راین و شکستن خطوط دفاعی آلمان‌ها طی می‌کنند، از آزادسازی پاریس به همراه نیروهای مقاومت تا انهدام خارق‌العاده محموله موشک‌های V2 آلمانی که روند جنگ را به نفع متفقین تغییر می‌دهد، آنقدر جذاب و مهیج هست که گیمر را پای همان ۵ تا ۶ ساعت کوتاه بخش کمپین میخ‌کوب نگه می‌دارد.

عمده عواملی که کلیت بخش داستانی را سرپا نگه می‌دارند، ست‌پیس‌ها و لحظات پر زد و خورد «مایکل بی» گونه و یکی دو بخش مخفی‌کاری و جاسوس‌بازی در کنار نمایش اردوگاه‌های اسرا و کار اجبرای نازی‌ها است که تماشای این صحنه‌ها حسابی مخاطب را دل‌چرکین می‌کند. اما از حق نگذریم، رابطه‌ی برادری و دوستانه دنیلز با زاسمن، یکی از شخصیت‌های کلیدی بازی مسبب ایجاد تراژدی‌ احساسی خوبی در جریان بازی می‌شود، یا رفتارهای خسمانه و تند گروهبان پیرسن با بازی فوق‌العاده جاش دوهامل، بار روایی قصه را به دوش می‌کشند.

تضاد‌های بازی نه فقط به بطن گیم‌پلی و روایت، بلکه در جلوه‌های بصری نیز بیداد می‌کنند. گرافیک بازی در محیط‌های ایستا یا استاتیک، چشم‌نواز کار شده‌اند و مناظر نزدیک دیدنی هستند. انیمیشن‌ و جزئیات کاراکترها از لباس تا پوست و چهره‌هایشان عالی پیاده‌سازی شده‌اند، اما وقتی پای مواردی مانند انفجار و تخریب‌پذیری به بازی باز می‌شود، همه چیز رنگ می‌بازد. اکثر صحنه‌های تخریب‌پذیری بزرگ که در ست‌پیس‌ها جریان دارند، از پیش کارگردانی شده‌ هستند و شما در طول این دست از اتفاقات، کم‌ترین کنترل ممکن را روی شخصیت دارید.

اینکه شما قادر نیستید حتی یک تکه چوب را با شلیک اسلحه‌تان خرد کنید و از آن طرف، مجموعه‌ی Battlefield را داریم که یک نسل قبل‌تر، چنین قابلیتی را در ابعاد تخریب سازه‌های بزرگتر ایجاد کرده، مطمئنا برای فرانچایز Call of Duty در سال ۲۰۱۷ میلادی، زشت و زننده است. هوش مصنوعی دشمنان هم تعریفی ندارد. برخی ایرادات قدیمی و کهنه‌ای که شاید در یکی دو نسخه‌ی آخر مجموعه مانند Infinite Warfare از بین رفته بودند، باز در کمال تعجب به این سری برگشته است. در درگیری‌های شلوغ، گاهی سربازان دشمن به طرز عجیبی فقط به شما شلیک می‌کنند و جوری این کار را انجام می‌دهند که انگار شما فرمانده‌ی کل نیروهای متفقین هستید و کشتن شما مساوی با پیروزی آلمان نازی است! در واقع هیچ‌گونه هوش مصنوعی انعطاف‌پذیری در بازی وجود ندارد. یا دشمنان از یک دستور «فقط شلیک‌کن» پیروی می‌کنند یا با اسکریپت‌های از پیش تعیین شده، صحنه‌هایی به ظاهر کارگردانی شده را در حین گیم‌پلی اجرا می‌کنند که متاسفانه این دست از مسائل وقتی که چندین و چند بار یک صحنه‌ را تکرار می‌کنید، توی ذوق می‌زند.

 

قسمت چند نفره به خاطر وجود بخش HQ، بزرگتر از چیزی که هست نشان داده می‌شود و مقداری زمان می‌برد تا با آن وفق پیدا کنید

از بخش داستانی که بگذریم، به دنیای بخش چند نفره Call of Duty می‌رسیم که قسمت اعظم سرگرمی کسانی که علاقه‌مند به رقابت‌های آنلاین هستند را شامل می‌شود. این بخش در WW2 بسیار پرجزئیات و بزرگ‌تر شده، البته جزئیاتی که در وحله‌ی اول به خاطر ایجاد بخش HQ یا فرماندهی، چیزی که ما نمونه کاملا مشابه‌اش را در بازی Destiny دیدیم، مقداری گیچ‌کننده هست. HQ یک بخش تعاملی و اجتماعی است که ۴۸ بازیکن به طور همزمان می‌توانند در آن حضور داشته باشند و کارهای مختلفی در آن انجام بدهند. مدتی که از بازی بگذرد و شما بیشتر و بیشتر در HQ بچرخید، متوجه می‌شوید که وجود چنین بخشی برای القای حس واقعی بودن رقابت‌ها و تعاملات ضروری است. بازیکنان برای ارتقا توانایی‌ها یا دریافت آیتم‌های مختلف، باید به جای‌جای HQ بروند و البته بخش جالب دوئل هم در نظر گرفته شده که یک رقابت یک در مقابل یک است. فقط کافی است تا نام خود را در اسکوربورد بنویسید تا رقیبی برای شما در نظر گرفته شود. ناگفته نماند که ظاهرا این بخش هم الگو گرفته از قسمتی مشابه در بازی Titanfall 2 است.

 

دیویژن‌های بخش چند نفره

در هر قسمت مجموعه Call of Duty ما شاهد نوعی از دسته‌بندی‌ها، جدا از کلاس‌بندی‌های معمول و سنتی بودیم. برای من، بازی Black Ops 3 با آن بخش چند نفره‌ی فوق‌العاده قوی و مفرح و ویژگی «متخصص‌ها»، یکی از بهترین تجربه‌های بخش چند نفره آنلاین را در سری COD تدارک دید. در WW2، ما شاهد بخشی به نام دیویژن‌ها هستیم. بازیکنان باید از بین ۵ دیویژن، یکی را که منناسب با توانایی‌ها و سلیقه‌شان است، انتخاب کنند. هر دیویژن اسکیل‌ها، پرک‌ها و آیتم‌های به خصوص خود را دارد که جمع همه‌ی این‌ها باعث ایجاد تفاوت‌های بزرگ و انبوه بین بازیکنان می‌شود.

حالت‌های معمول بازی، همان‌چیزهایی هستند که در سایر بازی‌های شوتر اول‌شخص دیده‌ایم. از Capture the Flag بگیرید تا Team Deathmatch و Free for All، کاملا به سیستم و اصولی که قبلا بودند پیاده‌سازی شده‌اند. شاید بتوان نقطه عطف بازی را در نقشه‌های خوش‌فرم خلاصه کرد. نقشه‌های بازی که در اول کار ۱۰ عدد هستند، نسبتا از طراحی خوبی برخوردارند و سطح طراحی و استاندارد پیاده‌سازی راه‌ها و مسیرها، برای چینش استراتژی‌های راه‌بردی، کاملا قابل قبول است. با چند دست بازی‌ کردن می‌توانید مسیرهای نقشه‌ها را حفظ شوید و بر اساس آنها، پلن برای غافلگیرکردن دشمنان‌تان بچینید.

بخش War می‌توانست بسیار بهتر ظاهر شود و با اینکه سخت است از زیر سایه Operationهای Battlefield خارج شود، اما انقدر هم پیش پا افتاده و ناقص به میدان نمی‌آمد

بخشی که شاید مقداری در این نسخه‌ پرسر و صدا و البته، جدید بوده، WAR نام دارد. به محض ورود به حالت War، شما یاد بخش Operations بازی Battlefield 1 می‌افتید. حالت چند نفره‌ای که کما بیش دارای سناریو است و باید در قالب دو جبهه‌ی مهاجم یا مدافع، به رقابت در نقشه‌های داینامیک بپردازید. نیروهای مهاجم که با تانک‌های بزرگی وارد نقشه می‌شوند، باید بتوانند سد دفاعی را بشکنند و مناطق پیش‌روی خود را تصرف کنند. این نکته را هم به یاد داشته باشید که کنترل تانک‌ها با هوش مصنوعی است! از طرف دیگر، تیم مدافع باید با خالی کردن دور و اطراف تانک‌ها، مسبب عقب‌نشینی آنها بشود. حال شما بیایید این بخش را با Operation‌های Battlefield 1 مقایسه کنید. چه از نظر ابعاد، چه از نظر آزادی عمل و هر چیزی که تصورش را کنید، War یک کپی ناقص و بسیار محدود از یکی از بهترین حالت‌های بازی Battlefield 1 است.

اما بخش زامبی، جایی است که اسلج‌همر گیمز برایش سنگ تمام گذاشته تا یکی از بهترین‌ها را در نوع خود تحویل دهد. بخش زامبی نسبت به نسخه‌های قبلی COD، بسیار پیشرفت کرده و ماهیت خود را پیدا کرده است. در اینجا هم با همکاری ۴ نفره رو به رو هستیم، با این تفاوت که بازی شما را در داخل نقشه‌ها رها نمی‌کند، بلکه با ارائه‌ی اهداف و به قول معروف، آبجکتیو‌های مختلف که رنگ و بوی داستانی هم به خود دارند، سعی می‌کند تا شما را مجاب به استفاده از تک تک المان‌های داخل بخش زامبی کند. از سوی دیگر، ویژگی کلاس‌بندی که در بخش چند نفره‌ی معمول شاهدش بودیم، به قسمت زامبی وارد شده و حالا می‌توانید هر چه بیشتر به کاراکتر و ویژگی‌های خود برسید. بخش زامبی به لطف المان‌ها و جزئیات بسیار زیاد، چه در حین بازی و چه در بخش ارتقا‌ها، سرگرم‌کننده پیاده‌سازی شده و از طرفی، به خاطر وجود دو کارگردان مطرح سری بازی‌های Dead Space، این بار با زامبی‌هایی به مراتب ترسناک‌تر و چندش‌آورتری رو به رو هستیم.

Call of Duty: WW2 بوی اجبار می‌دهد، اجباری که باید انجام می‌شد تا روند سقوط مجموعه «ندای وظیفه» را کند می‌کرد. بازی پر از تضاد‌های احساسی و روحی در بطن خود است که مخاطبان قدیمی را کمی آزرده خاطر می‌کند، اما می‌توان تا حدی به ویژگی‌های خوب بازی هم دل خوش‌ کرد و از آن لذت برد

Call of Duty: WW2 یک بازی سرگرم‌کننده است که داستان آن همانند یک فیلم سینمایی هالیوودی، شما را پای زمان کوتاه خود میخکوب می‌کند. بخش چند نفره و زامبی آن هم تا حد زیادی درگیرکننده است. اما این کاملا به خود شما بستگی دارد که آیا مایل هستید بازی‌ای را تجربه کنید که بیشتر المان‌های آن تکرار مکررات است یا ترجیح می‌دهید یک بازی با ویژگی‌های جدید و سورپرایزهای هیجان‌انگیز خود، به شما حس ترقی و پیشرفت را القا کند؟ اکتیویژن مسلما با انتخاب نام WW2، یک جور جنگ روانی و موج نوستالژی را راه‌ انداخت که در این راه هم تا حد زیادی موفق بوده است. به شخصه با شنیدن نام WW2، انتظار داشتم که بازی در جبهه‌های بیشتری جریان می‌داشت و حتی بازی به سراغ جبهه‌ی ژاپن، اروپای شرقی و حتی شمال آفریقا هم می‌رفت. کاری که بازی Call of Duty World At War سال‌ها پیش به زیبایی هر چه تمام‌تر انجام داد و حتی Battlefield 1 هم در بخش داستانی نه چندان چفت و بست‌دار خود، سعی کرد جبهه‌های متنوع جنگ جهانی اول را به تصویر بکشد. اینجا شما با یک جبهه و یک روایت رو به رو هستید و فقط یکی دو جا است که شما پا در پوتین سرباز دیگری، آن هم محض کمک به شخصیت اصلی داستان می‌گذارید.

اگر نظر من را بخواهید، اکتیویژن هنوز هم که هنوزه نتوانسته آن مسیر و جاده‌ی واقعی پیشرفت فرانچایز بزرگش را پیدا کند. مسیر خلاقیتی که بعد از سری Modern Warfare، برای همیشه گم شد و حتی بازگشت به ریشه‌ای‌ترین سنت‌ها هم نتوانسته نجات‌بخش آن باشد.

 

  • ست‌پیس‌های هیجان‌انگیز و عظیم
  • شخصیت اصلی به یادماندنی
  • تعاملات احساسی با جوخه همراه
  • ویژگی‌های فردی قابل استفاده در جوخه
  • پایان‌بندی جهت‌دار و قابل درک
  • مرحله Libaration!
  • بخش زامبی کامل و سرگرم‌کننده

 

  • عقب‌گرد بسیار زیاد و عدم تطابق با عادات چند ساله مخاطبان فرانچایز
  • هوش مصنوعی منسوخ شده و باستانی!
  • تخریب‌پذیری در روند گیم‌پلی حتی در حد نسل گذشته نیست!
  • گرافیک پوشالی
  • بخش پیش‌پا افتاده و نه چندان مهیج War
  • تکرار مکررات هر ساله در همه‌ی بخش‌های بازی


درباره سیستم نمره دهی

7.5

خوب:

بد:



0 امتیاز کاربران
امتیاز شما به این بازی؟
    برای امتیازدهی وارد شوید

(26 votes, average: 7٫23 out of 10)
Loading...
  • ١
  • ٢
  • ٣
  • ۴
  • ۵
  • ۶
  • ٧
  • ٨
  • ٩
  • ١٠

۱۱ دیدگاه

  • دانیال شیخی | reply

    این که اکتیویژن توی روایت داستان همیشه باعث شده بخش داستانی سری COD یه سروگردن از battlefield بالاتر باشه کاملا اثبات شده هست و در WW2 هم دوباره شاهد دست گل این شرکت هستیم. بخش داستانی به شدت گیرا و جذاب هست! تنها بعضی از ویژگی های نفتی و پوسیده گیم پلی هستند که کمی تو ذوق میزنند. مثل همون health barای که تو مقاله هم بهش اشاره شد و به شخصه باهاش حال نکردم!! ولی به کل WW2 به طرفدارای سری COD که مثل من بیشتر با CODهای سنتی قدیمی خودمون حال میکردن (!) پیشنهاد میشه.
    تشکر بابت نقد و موشکافی خیلی دقیق بازی

  • نقد Wolfenstein و ww2 رو زودتر از سایت های دگ منتشر کردید خیلی متشکر و بازهم نقد عالیه رو انجام دادید اگه امکانش هست حجم بررسی ویدویی ها رو کمتر کنید.

  • تشکر از دانیال عزیز برای نقد دقیق و موشکافانه بازی .اما اجازه میخوام مخالف زیاد خودم رو نسبت به نقد جنابعالی اعلام کنم چرا که فارغ از ویژگی های آنلاین یک بازی شوتر .چیزی که در یک بازی شوتر اول شخص مثل کال اف دیوتی جلب توجه میکند قطعا اول داستان غنی و بعد گیم پلی روان و سرگرم کننده است باید این اعتراف را بکنم که هربار اکتیویژن از پس این امتحان سر بلند بیرون امد و به جرات میتوانم به عرض برسانم کال اف دیوتی چیز نزدیکبه یک شاهکار است و قطعا در هر اپیزود داستانی اش با تمام کم بودن زمانش بخشی از جنگ را به عرصه حضور در میاورد که تجربه اش میتواند برای هر گیمر جالب توجه باشد به عقیده من تنوع موضوع و بحث درست چینش اپیزود ها .گرافیک بصری جذاب .داستان گیرا .و صد البته موشن کپچر و صدا گذاری ها چیزی نیست که بشه به راحتی ازش گذشت بدون شک این کال اف از دید من گیمر نمره نه را دریافت میکند چیزیکه برای اسلچ همر و اکتیویژن چیزی شبیه برد است اونم در سالهایی که عناوین فضایی نتوانستند رد پای محکمی پیش گیمر ها به جا بگذارند

  • کاملا با نقد مخالفم
    بعضی جاها که کاملا مسخره بود!!!
    عقب‌گرد بسیار زیاد و عدم تطابق با عادات چند ساله مخاطبان فرانچایز (میشه بگی چجوری باید توی جنگ جهانی دوم دبل جامپ اضافه میکرد؟، بعد بجز اون بالا و پایین پریدنا “میمون بازیا” چیز دیگه ای کم نشده! سرعت بازی عالیه، مپ ها اندازشون خوبه، تعداد پلیرا مناسبه)(بعد اگه مخاطب واقعا مخاطب میبود هیچ وقت به این نکته نقطه ضعف نمیگفت)
    گرافیک پوشالی (اگه داری با بتلفیلد مقایسه میکنی کلا دیگه نقد گیم نکن!)
    بخش پیش‌پا افتاده و نه چندان مهیج War (وات دِ اِف؟! محیج به چی میگی شما؟! پیش پا نیفتاده ینی چی از نظرت تو)

    دوستان بجای اینکه بیاید و تفکرات یکی رو بخونید برید خودتون تجربه کنید (خیلی از نقد هایی که نوشته شده توسط کسایی بودن که فن بازی بتلفید رو در میارن)
    اگر خریدش سخته ۱ ساعت برید گیم نت “مطمعنا بیشتر از ۱ ساعت بازی میکنید این شاهکارو”

    • آریان محمدزاده | reply

      دوست عزیز.
      اولا که پایه و اساس هر نقد، سلیقه‌س. همونطور که سایت A نمره ۷ میده، سایت B هم نمره ۸.۵ میده به بازی و هر کدوم هم نظرات خاص خودشونو دارن.
      با این لحنی که شما نظر خودتونو نوشتید، ظاهرا خودتون هم چیزی بیشتر از فن‌بوی COD نیستید…

      • نقد نباید سلیقه شخصی باشه، باید به صورت حرفه ای و همه جانبه انجام بشه و از همه مهم تر منتقد بی طرف باشه
        اگر سلیقه شخصیه اسمش میشه نظر شخصی نه نقد
        دوما
        فن کالافم
        ولی نه مث فنای بتل که فقط یه بازی کردن و میگن بهترینه
        بتل هم بازی کردم
        فن بوی بازی الکی هم در نمیارم دارم واقعیت ها رو میگم
        لحن هم از روی جملات نمیشه تشخیص داد
        خیلی کم تونستم مقدار دلخوری خودم رو نشون بدم

  • سلام.
    میخواستم بپرسم با این لپتاب میشه ww2 بازی کنم یا خیر ؟
    سیستم عامل: ویندوز ۸٫۱ نسخه ۶۴بیتی
    پردازنده: اینتل Core i7
    کارت گرافیک: AMD Radeon R7 m265 + Intel(R) HD Graphics Family
    RAM : 8GB

    ممنون میشم اگه راهنمایی کنین

  • نقد خوبی بود ممنون

  • این بازی گرافیک اصلا نداره… من با چه شوقی نسخه اورجینالش رو پیش خرید کردم اما فقط ۱ ساعت تونستم گرافیکش رو تحمل کنم… اما بتلفیلد ۱ رو یک ساله هر روز دارم بازی میکنم و هر روز بیشتر جذبش میشم…

  • با نقد شما کاملا مخالفم.من این بازی رو بازی کردم از همه چیزش راضی بودم گرافیکش که عالی بود آقای toghighch@gmail.com شما که میگید گرافیک نداره شما رزولوشن رو تا اخر آوردید پایین تکسچر هارو گذاشتید رو Low بعد میگید اصلا گرافیک نداره قیافه ها کاملا واقعی به نظر میرسه مثل اینکه داری فیلم میبینی.صداگذاریش که فوق العادست از همه مهم تر داستانشه که اصلا خسته کننده نیست و بسیار جذابه ویژگی های جدید به بازی اضافه شده مثل گرفتم مهمات و چیزای دیگه از یار ها تو بازی در بخش چند نفره.

  • به نظر من مقایسه کردن دوبازی COD و BF کار اشتباهیه ولی چون شما مقایسه کردی منم مقایسه میکنم.بتلفلید فقط گرافیک و مولتی پلیر داره ولی داستان و گیم پلیش که افتضاحه. شخصیت پردازی که نداره. وقتی بازی میکنی فقط باگ میبینی. از همه مهم تر اینکه که از بازیا تقلید میکنی بتلفیلد ۱ که از COD WAW و COD BO2 تقلید کرده. بازم بگم؟

برای ارسال دیدگاه وارد شوید.
ورود به پروفایل

Call of Duty: WW2

تاریخ انتشار: ۱۲ آبان ۱۳۹۶

بازی Call of Duty: WW2 بازگشت دوباره سری بازی ندای وظیفه به جنگ جهانی دوم محسوب می‌شود. در این بازی در کنار کمپین داستانی غنی، شاهد بخش چندنفره و همچنین حالت زامبی خواهیم بود.

امتیازها

0
کاربران
80
Metacritic
7.5
Gameon