نقد و بررسی فیلم Kingsman: The Golden Circle

ناکامی مردان پادشاه



آیا فیلم Kingsman: The Golden Circle دنباله‌ای شایسته برای فیلم Kingsman: The Secret Service است یا از قانون نانوشته دنباله‌ها پیروی می‌کند؟ برای پی بردن به پاسخ این سوال، با گیمان همراه باشید.

 اکثر فیلم‌هایی که در یک الی دو دهه‌ اخیر در ژانر جاسوسی ساخته می‌شدند، دارای حال و هوای بسیار جدی بودند. البته در این میان، فیلم‌هایی همانند Johnny English در ژانر کمدی جاسوسی ساخته شده که تعداد آن‌ها در مقابل خیل عظیم فیلم‌های جدی قابل مقایسه نیست. همین مسئله نیز باعث شد تا متیو وان که پیش از این سابقه کارگردانی فیلم‌های موفقی همچون X-Men: First Class را در پرونده کاری خود داشته، تصمیم به ساخت فیلمی در ژانر کمدی جاسوسی اکشن بگیرد. میزان جدیت او در ساخت چنین فیلمی آنقدر بالا بود که حتی حاضر شد تا کارگردانی فیلم X-Men: Days of Future Past را کنار بگذارد؛ تصمیمی که به گفته خود او، بسیار سخت و دشوار بود. در نهایت فیلم جدید وان با نام Kingsman: The Secret Service به اکران درآمد و توانست در باکس آفیس به موفقیت‌هایی دست یابد. عوامل زیادی در موفقیت این فیلم دست داشتند اما مهم‌ترین آن‌ها اکشن خاص و ویژه آن بود. در چنین شرایطی، کاملاً قابل پیش بینی بود که دنباله‌ای برای این فیلم ساخته شود و این اتفاق نیز در نهایت رخ داد. اکران دنباله این فیلم که Kingsman: The Golden Circle نام داشت، از ماه سپتامبر آغاز شده و در نهایت به فروشی معادل ۳۹۳ میلیون دلار در سطح جهان دست یافت که در مقایسه با قسمت اول، کاهش بیست میلیون دلاری را شاهد هستیم. بسیاری از آثار دنباله‌دار معمولا در ادامه‌های دوم به بعد دچار افت نسبی از لحاظ کیفی می‌شوند و دنباله‌ی Kingsman از این قاعده مستثنی نیست. در ادامه به چرایی این ماجرا می‌پردازیم.

پاپی آدامز شبیه زنی است که در دوران کودکی خود گیر کرده…!

یک سال پس از اتفاقات قسمت اول، مقر سازمان کینگزمن، از طرف دشمنی ناشناخته مورد حمله قرار گرفته و نابود می‌شود. اتفاقی مشابه نیز برای تمامی مامورهای آن رخ می‌دهد و تنها اگزی و مرلین از این حملات موشکی جان سالم به در می‌برند. سازمان کینگزمن برای شرایط این چنینی که در آن تمامی منابع و امکانات از بین رفته‌، یک پروتکل ویژه دارد، پروتکل «روز قیامت»! این پروتکل اگزی و مرلین را راهی کنتاکی می‌کند که در آنجا با سازمان مخفی استیتزمن آشنا شده و در نهایت با یکدیگر برای شناسایی سازمان خلافکاری که گمنام مانده، تلاش می‌کنند.

پنج نفر از بازیگران فیلم تاکنون برنده جایزه اسکار بوده‌اند: جولیان مور، هلی بری، جف بریجز، کالین فرث و التون جان

وقتی قسمت اول یک فیلم، چه از یک ریبوت و چه از یک فرانچایز جدید، در جلب نظر مخاطبان سینما موفق عمل کرده و در نهایت سود کلانی را وارد جیب‌ تهیه کنندگان خود می‌کند، باید بدون راه دادن کوچک‌ ترین شک و تردیدی به دل، دنباله‌ آن را ساخته شده دانست. تنها تاریخ اکران آن نامشخص است که باید برای دانستن آن تا اعلامیه رسمی استودیو‌های سازنده صبر کرد. اتفاقی مشابه برای فیلم The Secret Service رخ داد. این فیلم، همانطور که پیش از این نیز اشاره شد، توانست به موفقیت خوبی در باکس آفیس دست یابد. در نهایت نیز ساخت دنباله آن در سال ۲۰۱۵ با خبر نوشتن فیلمنامه توسط وان تایید شد.

 

سکانس‌های اکشنی که در آن‌ها شاهد ترکیب موسیقی کانتری و مبارزات شخصیت ویسکی هستیم، بدون شک از نقاط قوت اصلی فیلم محسوب می‌شوند.

زمانی که قسمت آغازین از یک فیلم می‌فروشد، استودیوهای سازنده بدون بررسی دقیق و درست ایده‌های خود برای ساخت دوم، روند ساخت را آغاز می‌کنند. در اکثر موارد نیز ایده‌هایی برای پرداخت و تبدیل به یک داستان کامل انتخاب می‌شوند که حتی در بهترین شرایط نیز پتانسیل تبدیل شدن به یک اثر حتی سرگرم کننده را ندارند. اما خوشبختانه فیلم The Golden Circle از این قاعده مستثناست. داستان این فیلم حداقل در زمینه ایده یک سر و گردن از دیگر فیلم‌های هم رده بالاتر است. داستان این فیلم پتانسیل بسیار زیادی برای تبدیل شدن به یک داستان جذاب را داشته که متاسفانه نویسندگان به راحتی از کنار آن‌ها گذشته و نادیده‌شان می‌گیرند. دشمن اصلی کینگزمن و استیتزمن در این قسمت، یک سازمان جنایتکاری مخفی با نام «حلقه طلایی» (The Golden Circle) است. اوایل فیلم، مخاطب همانند شخصیت‌های اصلی فیلم، هیچ گونه اطلاعاتی درباره این سازمان ندارد. در چنین شرایطی، نویسندگان می‌توانستند از فرصت استفاده کرده و این سازمان جنایتکاری را به یکی از نقاط قوت اصلی داستان تبدیل کنند. بدین صورت که اطلاعات پیرامون این سازمان به صورت قدم به قدم و البته همگام با شخصیت‌های اصلی در اختیار مخاطب قرار می‌گرفت. با این انجام این کار، یک حس کنجکاوی و تعلیق در مخاطب به وجود می‌آمد که سازمان حلقه طلایی چیست، چه هدفی را دنبال می‌کند و چه خواسته‌هایی دارد؛ حسی که در نهایت به یک انگیزه برای ادامه تماشای فیلم تبدیل می‌شد. متاسفانه سازندگان از ایده یک سازمان جنایتکاری مخفی استفاده نکرده و با اختصاص دادن چند سکانس به مدیر این سازمان، سعی در شناساندن آن به مخاطب می‌کنند.

ایده‌ از دست رفته‌ دیگر، استیتزمن است. در این قسمت، پس  از اینکه سازمان کینگزمن به طور کامل از بین رفته و تنها دو مامور زنده‌ مانده‌اند، یک سازمان دیگر با عملکردی مشابه، اینبار با ریشه‌ای آمریکایی، وارد داستان می‌شود. متاسفانه تمرکز درستی روی این سازمان، به خصوص شخصیت‌های عضو، گذاشته نشده است. این شرایط برای پاپی آدامز، شخصیت اصلی و منفی، نیز صدق می‌کند. در حالی که شخصیت ولنتاین با نقش آفرینی ساموئل ال. جکسون یکی از نقاط قوت قسمت اول بود، در اینجا با پاپی آدامزی (جولیان مور) روبرو می‌شویم که هر چند تلاش شده تا با انجام رفتارهایی کودکانه و گاهی خشن، شخصیتی خاص جلو دوربین داشته باشد اما در حد شخصیت‌های منفی تک بعدی این روزهای سینما باقی می‌ماند. در دیگر بخش‌ها نیز فیلمنامه The Golden Circle نقص‌های بسیاری دارد. داستان روند کندی داشته و در بسیاری از بخش‌ها، برای مخاطب کسل‌کننده به نظر می‌رسد. در واقع وان سعی کرده تا با کاهش تعداد و زمان سکانس‌های اکشن و از سوی دیگر افزایش میزان تمرکز فیلم روی داستان، شخصیت‌ها و روابط میان آن‌ها جدیدترین اثر خود را از فیلم‌های اکشن بی مغز و نپخته‌ای که تنها یک داستان دو خطی را روایت می‌کنند، جدا کند. مشکل دیگر نیز نادیده گرفته شدن منطق در برخی از بخش‌های داستان است. این اتفاق دو بار در بخش‌های پایانی فیلم رخ می‌دهد که برای جلوگیری از افشای داستانی، تنها به یک مورد از آن‌ها اشاره می‌کنم. در آخرین نبرد پایانی فیلم، اگزی و هری به راحتی به مقر آدامز نفوذ کرده، با افرادش که تعداد آن‌ها به بیست نفر هم نمی‌رسد، مبارزه کرده و در نهایت نیز به دفتر او وارد می‌شوند. به نظر شما، بیست نفر برای فردی که تمامی کارتل‌های مواد مخدر جهان را کنترل می‌کند، تعداد کم و البته غیر منطقی نیست؟! طنزهای فیلم هم اگرچه تعدادشان انگشت شمار است اما بدون شک می‌توانند خنده‌ای مقطعی بر لبان مخاطب خود ظاهر کند.

 

جان التون در نقش جان التون؛ نقش او برخلاف دیگر سلبریتی‌ها به هیچ وجه کوتاه نیست

فیلم The Secret Service همانند دنباله‌اش ضعف‌های بسیاری در فیلمنامه خود داشت اما عاملی که باعث موفقیت آن در باکس آفیس بود، پرداخت سکانس‌های اکشن خاص و ویژه آن بود؛ پرداخت‌هایی که فیلم را از منجلاب فراموشی سینمای امروز نجات دادند. در قسمت اول، سکانس‌های اکشن پر زد و خورد و شلوغ را شاهد بودیم که با تغییر سریع نما، ریتم بسیار تندی را شاهد بودیم. موضوعی که باعث تفاوت‌ سکانس‌های اکشن این فیلم با دیگر فیلم‌های مشابه که از تغییر نما سریع در مبارزات استفاده می‌کردند، می‌شد، کارگردانی درست وان بود. هر چند در فیلم شاهد تغییر نماهای سریع و لرزش‌های بسیار دوربین بودیم اما تمامی این اتفاقات بر اساس برنامه بوده و به هیچ وجه باعث سرگردمی و سردرد مخاطب نمی‌شدند. این مسئله برای قسمت جدید نیز صدق می‌کند. همچنان همان سبک اکشن را شاهد هستیم که در اجرا نیز بسیار عالی از آب درآمده و نقصی در آن‌ها وجود ندارد. علاوه بر این، در این قسمت شاهد شخصیت جدیدی با نام «ویسکی» (Whisky) با نقش آفرینی پدرو پاسکال هستیم. این شخصیت که برخلاف دیگر شخصیت‌های جدید، وضعیت نسبتاً قابل قبولی از جهت پرداخت دارد، در استفاده از طناب و استفاده همزمان از دو هفت تیر بسیار ماهر است. وان به خوبی از این ویژگی ویسکی در سکانس‌های اکشن بهره برده و با ترکیب آن با موسیقی کانتری، سکانس‌های هیجان انگیزی را خلق می‌کند. با وجود تمامی این ویژگی‌های مثبت در پرداخت سکانس‌های اکشن، این فیلم از یک مشکل اساسی رنج می‌برد. این قسمت در مقایسه با قسمت اول تعداد سکانس‌های اکشن کمتری داشته که این مسئله بزرگترین ضربه را به فیلم زده است. این مشکل زمانی بدتر می‌شود که نه تنها تعداد سکانس‌های اکشن، بلکه زمان آن‌ها نیز کاهش یافته باشد.

سه مورد از فیلم‌هایی که در سال ۲۰۱۷ اکران شدند، از آهنگ Take Me Home, Country Roads جان دِنوِر استفاده کردند. به غیر از Kingsman دو فیلم Alien: Covenant و Logan Lucky از این آهنگ استفاده کرده بودند. زمانی که وان متوجه شد که دنور و آهنگ‌هایش در سال ۲۰۱۷ محبوب شده‌اند، بسیار متعجب شد؛ زیرا حدوداً سه سال قبل که مشغول نوشتن فیلمنامه بود، فکر می‌کرد دنور به فراموشی سپرده شده است

فیلم The Golden Circle  از آن دسته آثار اکشنی است که بازیگران شناخته شده بسیاری را دور یکدیگر جمع می‌کند. عموماً در چنین فیلم‌های پر بازیگری نتیجه نهایی حداقل از جهت بازیگری قابل قبول نیست اما خوشبختانه جدیدترین ساخته وان از این قاعده مستثناست. تارون اگرتون که در گذشته به خاطر نقش آفرینی‌اش در سریال انگلیسی The Smoke شناخته می‌شد، با نقش آفرینی در فیلم Kingsman توجهات را به خود جلب کرد. اگرتون اینبار نیز با نقش آفرینی بسیار بی نقص خود در سکانس‌های طنز، اکشن و البته احساسی فیلم، توانسته استعدادهای خود را زمینه بازیگری به رخ دیگران بکشد. با توجه به سن پایین او، می‌توان آینده‌ روشنی را پیش روی او دید. اما یک نکته جالب در بازیگران وجود دارد و آن‌ هم چیزی نیست جز حضور التون جان، خواننده مشهور انگلیسی، در فیلم! عموماً کارگردانان از افراد شناخته شده و مشهور که هیچ سر رشته‌ای در زمینه بازیگری ندارند، در نقش‌های کوتاه و خنثی استفاده می‌کنند؛ همانند فیلم King Arthur: Legend of the Sword که در آن شاهد حضور بسیار کوتاه دیوید بکهام، فوتبالیست سرشناس انگلیسی بودیم. اما التون جان که در فیلم نقش خودش را بازی می‌کند، نقش نسبتاً مهمی در فیلم دارد. در چندین سکانس مختلف شاهد حضور او هستیم و حتی در بخش‌های پایانی فیلم نیز به کمک شخصیت‌های اصلی می‌آید. نکته‌ جالب نیز عملکرد قابل قبول اوست. باقی بازیگران نیز عملکرد خوبی دارند. هر چند پاپی آدامز شخصیت پرداخت شده‌ای نیست اما مور به خوبی توانسته از پس ایفای نقش خود برآید.

 

پرداخت سکانس‌های اکشن در یک کلام «فوق العاده» است

فیلم Kingsman: The Golden Circle در بخش اکشن یه قدم رو به جلو در مقایسه با قسمت اول محسوب می‌شود؛ یک فیلم اکشن با سکانس‌های تعقیب و گریز، مبارزات تن به تن و مسلحانه؛ به طور خلاصه، هر آنچه که از یک فیلم اکشن انتظار دارید تا میزان آدرنالین خون شما را افزایش دهد! اما مشکلات فیلمنامه زمانی خودنمایی می‌کنند که این سکانس‌های اکشنِ هیجان انگیز به تعداد کافی مورد استفاده قرار نمی‌گیرند تا بدین ترتیب ضعفی که فیلم در ضرباهنگ دارد، جبران شود. بنابراین، باید گفت که The Golden Circle در مقایسه با قسمت نخست دچار افت کیفی شده اما همچنان اثری سرگرم کننده است. این افت کیفی آنقدری نبوده که این فیلم را در دسته آثار اکشن بی ارزش سینما جای دهد. از سوی دیگر، میزان سرگرم کننده بودن آن نیز آنقدری نیست که تماشای آن را در اولویت قرار دهید!

 

 



۰ دیدگاه

برای ارسال دیدگاه وارد شوید.