چرا باید با سریال «ارباب حلقه‌ها» مخالفت کرد؟

پنجه‌های پلید مدرنیته و نظام سرمایه‌داری در نهایت انتقام خود را از پروفسور کمال‌گرا گرفتند!



چندی پیش بود که مشخص شد آمازون با پرداخت هزینه‌ای نجومی، حق ساخت سریالی بر اساس دنیای غنی ارباب حلقه‌ها را دریافت کرده است. اما آیا چنین محصولی به موفقیت می‌رسد؟ با گیمان همراه باشید.

وقتی جان رونالد روئل تالکین با ادعای حقیقتی درونی و انکارناپذیر در باطن فانتزی و دنیاهای موهوم دست به خلق آردا، سرزمین میانه و ماجرای حلقه‌های قدرت زد، هیچوقت تصور نمی‌کرد دشمنی که به واسطه قلم ماندگارش با آن جنگیده بود روزی برای گرفتن انتقام بازگردد. حال پنجه‌ پلید و چنگال‌ چرک‌آلود مدرنیته و نظام سرمایه‌داری بر این اثر – که بنیاد و اساس فانتزی است – سایه می‌اندازند و حقیقت آن‌ را با فرنچایزسازی لکه‌دار می‌کنند.

کتاب «ارباب حلقه‌ها» از ۶۰ سال گذشته با جملات متفاوتی توصیف شده است. مانند بسیاری از شاهکارهای هنری تاریخ، ارباب حلقه‌ها در ابتدا توسط جامعه ادبی زیر بار انتقادات شدید قرار گرفت اما طولی نکشید که لغات پروفسور تالکین در گوشت و خون تمام خوانندگان آن نفوذ کرد و بعد از گذر مدت زمانی کوتاه، ماجرای حلقه‌های قدرت در زبان همه چرخید و مجله تایمز طوفان این موج ادبی را این‌گونه تعریف کرد:

دنیای انگلیسی‌زبان به دو دسته تقسیم می‌شود: آن‌هایی که ارباب حلقه‌ها را خوانده‌اند و آن‌هایی که قصد دارند آن را بخوانند.

اما پروفسور تالکین صرفاً به دنبال روایت یک داستان سرگرم‌کننده نبود. او کار خود را خدمتی به مکتب آرمان‌گرایی و جهادی برای کشف دوباره حقایق دفن‌شده افسانه‌ها می‌دانست. از نظر او، حقیقت واقعی دنیا در قلب ماجراهای افسانه‌ای و اساطیری قرار دارد و در عصری زندگی می‌کرد که روشنگری مدرن با تمام این مفاهیم اساطیری دشمنی داشت. پس تالکین دست به خلق دنیایی زد که در هر گوشه آن برای ذهن‌های جویا بارقه‌ای از بیداری اندیشه و قطعه‌ای از آن حقیقت‌های دیرین و فراموش شده نهادینه بود. تالکین به تاریخ آفرینش پرداخت و از نبرد ابدی خیر و شر صحبت کرد و در میان صدها صفحه تاریخ غنی و شخصیت‌پردازی عمیق، به دستاوردی رسید که آن را رستاخیز ژانر اساطیری و شالوده تمام آثار فانتزی بعد از خود می‌دانند.

اما دغدغه تالکین، و بعد از او پسرش، کریستوفر تالکین، از زمانی آغاز شد که «ارباب حلقه‌ها» به قطار محبوبیت در فرهنگ عام پیوست. هنرمندان بسیاری در مدیوم‌های مختلف به دنبال اقتباس «ارباب حلقه‌ها» بودند و در این بین، عده معدودی روح آردا و سرزمین میانه را – آنطوری که درخور و شایسته این اثر بزرگ است – درک کردند.

هفته گذشته در گزارشی اعلام شد که استودیوهای آمازون مشغول ساخت مجموعه تلویزیونی «ارباب حلقه‌ها» هستند تا آن را تبدیل به «بازی تاج و تخت» بعدی صنعت تلویزیون کنند! اگر بخواهیم درک کنیم که چرا این با تمام ارزش‌های تالکینی مغایرت دارد، باید نگاه عمیق‌تری نسبت به «ارباب حلقه‌ها» و این فانتزی‌نامه جاودان داشته باشیم.

مردی که از چرخ‌‌دنده‌های صنعت و مدرنیته نفرت داشت

ارباب حلقه‌ها اثری سوار بر مفهوم است، و از هر گوشه آن می‌توان تفسیری طویل و فلسفی استخراج کرد. اما شاید یکی از کلیدی‌ترین و آشکارترینِ این مفاهیم ستیز با مدرنیته باشد. تالکین در بینش خود دنیایی را متصور شد که با ماشینی شدن هرروز به سمت زوال حرکت می‌کند و پیشرفت تکنولوژی که به اصطلاح باید زندگی انسان‌ها را راحت‌تر کند، در نهایت به سرنوشت شوم آن‌ها تبدیل می‌شود. تصدیق این بینش را در نمادگرایی حلقه‌های قدرت می‌بینیم. سائورون حلقه یگانه را برای تحمیل اراده خود به مردمان سرزمین میانه خلق کرد اما در نهایت به نابودی خودش منجر شد. این حلقه که قرار بود تسلط سائورون را بر دنیا تضمین کند، از خود اراده‌ای مستقل نشان داد و هرآنچه را که به آن رسید در راه نابودی قرار داد. از طرفی جنون سارومان و سقوط او به تاریکی یکی دیگر از نمادهای تسلط مدرنیته بر انسان و از بین رفتن شیوه‌های سنتی و طبیعی زندگی و جایگزینی آن با چرخ‌دنده‌های صنعت بود.

کریستوفر تالکین از اصلی‌ترین دلایل خلقت سرزمین میانه است. جان تالکین بجای اینکه از داستان‌های جاافتاده و کلیشه‌ای بهره ببرد، عادت داشت در ذهن خودش به خلق داستان بپردازد و سپس آن را برای فرزندانش تعریف کند. به گونه‌ای، اولین مخاطب‌های هابیت و ارباب حلقه‌ها فرزندان تالکین بودند و شاید ریشه خلق این داستان‌ها به روابط خانوادگی تالکین بازگردد. کریستوفر که سومین فرزند تالکین بود، بعد از مرگ پدرش وظیفه ویرایش کارهای او را بر عهده گرفت و عمر خود را به جمع‌آوری نوشته‌های پراکنده پدرش اختصاص داد. بزرگ‌ترین دستاورد او نشر کتاب سیلماریلیون است که به ماجرای خلقت Eä (دنیای خیالی تالکین که آردا و سرزمین میانه بخشی از آن هستند) می‌پردازد و تاریخ سرزمین میانه را کامل می‌کند. بااینکه ارباب حلقه‌ها در انتقال مفاهیم خود ظرافت داشت، سیلماریلیون به صورت مستقیم عقاید مسیحی تالکین را انعکاس داد و از ریشه‌های نغمه‌ای که این دنیای افسانه‌ای را خلق کرد، سخن گفت. کریستوفر تالکین در ادامه کتاب‌های بیشتری از نوشته‌های پدر خود در آورد که فرزندان هورین و کتاب تازه چاپ شده‌ی برن و لوتین از این دسته هستند.

در اینجا باید درک کرد که هیچکس مانند کریستوفر تالکین نوشته‌های پدرش را درک نکرده است؛ نه صرفاً بخاطر اینکه وظیفه ویرایش کارهای پدرش را بر عهده گرفت، بلکه باید گفت کریستوفر تالکین در زمان خلق این داستان‌ها و شخصیت‌ها و به طور کلی این دنیای فانتزی حضور داشته و روح اثر را به هنگام خلقت آن دیده است. بااینکه سه‌گانه ارباب حلقه‌ها از سوی پیتر جکسون با ستایش و موفقیت زیادی همراه بود، کریستوفر تالکین، پسر تالکین و ویرایش‌گر کارهای او، دائما مخالفت خود را با آن اعلام کرد. او حتی بعدتر با جدیت بیشتر به انتقاد و مخالفت با سه‌گانه فیلم‌های هابیت پرداخت.

او در یکی از مصاحبه‌های خود در مورد فیلم‌ها گفت:

آن‌ها کتاب را سلاخی کردند و یک فیلم اکشن برای جوانان ۱۵ تا ۲۵ سال ساختند!

 

نبرد با پول‌چاپی صنعت‌گران!

اگر جان تالکین زنده بود چه احساسی نسبت به این فیلم‌ها داشت؟ مسلماً نمی‌توان به این سوال پاسخی درست، شایسته و یا اخلاقی داد اما صحبت‌های کریستوفر تالکین، به عنوان شخصی که آردا بیش از هرکسی به او تعلق دارد، خالی از لطف نیست. غالباً تمام آثار سینمایی اقتباس شده از کتاب‌های معروف و مشهور مجبور به ایجاد تغییرات اساسی در ساختار داستان هستند. شاید پروفسور تالکین برروی اکشن ماجرای افسانه‌ای خود تمرکز نکرده باشد، اما پیتر جکسون باید آن را به گونه‌ای برای مدیوم سینما اقتباس می‌کرد که به اندازه کافی توجه تمام مخاطبان را جلب کند و از طرفی به نیازهای مشهود سینماگران برای القای حس اکشن بیشتر و صحبت کمتر (امضای یک فیلم موفق هالیوودی!) پاسخ دهد.

با مرگ جان تالکین، فرزندش کریستوفر تالکین رسالت پدرش را ادامه داد تا از جاودانگی این حقیقت – که مطالعه آن چون خواندن فلسفه خلقت واقعیت می‌تواند مسخ‌کننده باشد – مطمئن شود. از نگاه کریستوفر تالکین اقتباس این کتاب‌ها روح اثر را می‌دزدد و آن را به چیزی تبدیل می‌کند که نیست و نباید باشد. به دنبال پخش خبر قرارداد رسمی آمازون با بنیاد تالکین بر سر اقتباس مجموعه‌ای تلویزیونی از ارباب حلقه‌ها، کریستوفر تالکین بعد از سال‌ها خدمت به میراث پدر خود، از این موسسه استعفا داد و این قضیه زین پس رسماً دنیای آردا را در معرض تمام سودجویان و غول‌های صنعتی و قسم‌های مختلف هنری قرار می‌دهد. حال که کریستوفر تالکین هم از جنگیدن ایستاده است، طرفداران این فانتزی‌نامه‌ نگرانند. نگران از آینده «ارباب حلقه‌ها»، نگران آردا و نگران نغمه‌ی فراگیر آینولینداله که هم‌اکنون در سایه تزلزلی است که پروفسور تالکین در قالب داستان خود آن را مغلوب‌ کرد.

روایتی که حتی به گفته کریستوفر تالکین، شاهکار پیتر جکسون هم نتوانسته آن را به خوبی به تصویر بکشد، چطور می‌تواند توسط یک استودیوی تازه‌کار آن هم به عنوان یک مجموعه تلویزیونی بازسازی شود؟ بدون هیچ پاسدار، اکنون این سوال مطرح می‌شود که چه سرنوشتی در انتظار سرزمین میانه است؟

 

تنها یک ارباب حلقه‌ وجود دارد

تولید سریالی به اقتباس از داستان سه‌گانه ارباب‌ حلقه‌ها به طور بدیهی کاری احمقانه است؛ وقتی فیلم‌های پیتر جکسون هم‌اکنون به عنوان یکی از بهترین آثار تولید شده در تاریخ سینما شناخته می‌شوند و هنوز هم از ماندگارترین آثار اقتباسی هستند و خیل عظیم بیشتری از مردم را با دنیای تالکین آشنا کردند، چرا آمازون باید دوباره این داستان را در قالب یک مجموعه تلویزیونی بسازد؟

شرط بندی بزرگ پیتر جکسون

اینکه هم‌اکنون سه‌گانه سینمایی ارباب حلقه‌ها به عنوان یکی از بهترین و ماندگارترین آثار تاریخ شناخته می‌شود بی‌دلیل نیست. اصولاً در تولید یک فیلم سینمایی عوامل زیادی دخیل هستند و شاید در پروژه‌ای به عظمت ارباب حلقه‌ها ده‌ها هزار نفر در کنار هم کار کنند تا اثر نهایی حاصل شود. پیتر جکسون قبل از اینکه فیلم‌برداری پشت‌سرهم این سه‌گانه را آغاز کند، با تیم خود به مدت ۱۵ سال مشغول طراحی و پی‌ریزی تک تک اجزای این فیلم بود. سینماتوگرافی فوق‌العاده و جلوه‌های ویژه مثال‌زدنی به همراه موسیقی ‌حیرت‌انگیز هاوارد شور و فیلمنامه بسیار ظریف و پرجزییات و وفادار، فیلم سینمایی ارباب حلقه‌ها را به عظمت خود رساند. پیتر جکسون و بسیاری از اعضای تیمش بسیار به این اثر تعهد داشتند و خود را مدیون آن می‌دانستند و هنری که دست به خلق آن زدند نه برای وضع غولی برای کسب سرمایه و پول، بلکه برای خدمت به تالکین و اثر جاودان او بود. عدم وجود چنین رویکردی است که بلاشک باعث شکست آمازون خواهد شد.

در ساخت فیلم‌های اصلی، عناصر زیادی در کنار هم آمدند تا آن را تبدیل به یک شاهکار بی‌بدیل کنند، عناصری که شاید به اتفاق هرگز برای تولید این مجموعه در دسترس قرار نگیرند. از طرفی، آیا مردم می‌توانند بازیگران دیگری را بجای بازیگران فیلم‌های اصلی و آن نقش‌آفرینی‌های حماسی بپذیرند؟ از همه این‌ها بگذریم، اصلاً چرا باید چنین کاری کرد؟ شاید در صنعت سینما بتوانیم ساخت لایواکشن‌ها بر اساس انیمیشن‌های قدیمی را درک کنیم و با آن کنار بیاییم، اما بازسازی بی‌مورد و دلیل، واقعا از احمقانه‌ترین کارهاییست که یک ناشر می‌تواند انجام دهد.

بله، اگر فیلم‌های پیتر جکسون نقص و یا اشکالات قابل‌توجهی داشتند، می‌توانستیم این گونه استدلال کنیم که مجموعه تلویزیونی قرار است این اشتباهات را بپوشاند و این داستان را بهتر روایت کند، اما مشکل اینجاست که حتی نزدیک شدن به دستاورد پیتر جکسون امری تقریباً محال است. در نتیجه می‌توان گفت که آمازون با حماقت هرچه تمام‌تر قرار است داستانی از دیگر ابعاد دنیای تالکین روایت و برای جذب عوام به سمت این مجموعه آن را «ارباب حلقه‌ها» نام‌گذاری کند.

در گزارش‌های مختصری که از این قرارداد جدید منتشر شده، ادعا می‌شود که مجموعه تلویزیونی جدید قرار است به ماجراهای میان هابیت و ارباب حلقه‌ها بپردازد. متاسفانه این یکی دیگر از مسائلی است که این روزها سخت ذهنم را مشغول کرده! مگر میان هابیت و ارباب حلقه‌ها اتفاق خاصی افتاد که از آن بتواند یک مجموعه تلویزیونی چندفصلی ایجاد کرد؟

ما مشابه چنین چیزی را در مجموعه بازی‌های ویدیویی Shadow of Mordor و Shadow of War دیدیم که در آن نویسنده با استفاده از عناصر دنیای سرزمین میانه دست به خلق ماجرای خود زد. شاید چنین پدیده‌ای در دنیای بازی‌های ویدیویی و به صورت محدود آن هم در بخش موردور (و داستانی که به طور گسترده تناقضی در تالکین ایجاد نمی‌کند و همیشه حضور خود را در حاشیه نگه می‌دارد) چندان مسئله بزرگی نباشد اما اگر عوامل آمازون بخواهند به میل خود در دنیای آردا داستان‌پردازی کنند، پس یعنی با شرایط فاجعه‌باری روبه‌رو هستیم!

قرار نیست داستانی که صرفاً توسط چند نویسنده هالیوودی در طول یک سال نوشته می‌شود بتواند به عظمت و قدرت خلقت تالکین که بیش از ۲۰ سال به طول انجامید و بستر آن دانشی عظیم در زبان‌شناسی و علم اساطیری بود، برسد. با توجه به اینکه آمازون برای ساخت این مجموعه جدید عجله دارد و مطمئناً می‌خواهد آن را در سال‌های آینده جایگزین بازی تاج و تخت کند، بعید نیست که همین اتفاق هم بیفتد!

در عصری که اصالت زیر سایه تاریکیِ هوس جان می‌دهد و یادگاران ریشه‌های عظیم حکمت و بینش عمیق گذشته پشت سر هم به واسطه‌ی مطلوب‌ِ مفرط مردم در هنر زیر سوال می‌رود، نوین شدن اثری باتبار چون ارباب حلقه‌ها زنگ خطری برای تمام آثار ادبی تاریخ است که به اقتضای این مطلوب‌های زیاده‌رو در معرض سواستفاده سرمایه‌داری و از دست دادن ژرفای خود هستند.

در این برهه بخصوص، امیدواریم حق با پروفسور تالکین باشد، وقتی که می‌گوید:

هرآنچه که طلاست نمی‌درخشد
و هرآنکه سرگردان است گم‌گشته نیست
قدمتِ قدرتمند پژمرده نمی‌شود
و سرما را راهی به ریشه‌های عمیق نیست



۰ دیدگاه

برای ارسال دیدگاه وارد شوید.