۱۵ فیلم‌ کمیک‌بوکی که تا مرز تولید پیش رفتند

از نیکلاس کیج در نقش سوپرمن تا واندرومنِ جاس ویدون و اسپایدرمنِ جیمز کمرون



در این مقاله به معرفی ۱۵ فیلم‌ اقتباسی از کمیک‌بوک‌ها می‌پردازیم که تا مراحل اولیه تولید پیش رفتند، اما به دلایلی کنسل شدند. با گیمان همراه باشید.

این روزها کمتر پیش می‌آید که فیلمی ابرقهرمانی در حال اکران نباشد؛ مارول با تمام قدرت، در حال پیش بردن فاز سوم فیلم‌هایش است و دی‌سی نیز دست و پا شکسته، این راه را دنبال می‌کند. اما هنوز کاراکترها و تیم‌های زیادی هستند که پایشان به پرده‌ی نقره‌ای باز نشده است.

در این میان، مواردی هم بوده که پروژه‌ای ابرقهرمانی کلید خورده و حتی وارد مراحل اولیه ساخت شده، اما بنا بر دلایل مختلفی، پروژه لغو شده است. در ادامه با ۱۵ فیلم ابرقهرمانی آشنا می‌شوید که در همان مراحل مقدماتی ساخت، متوقف شدند:

 

۱- Batman Unchained/Triumphant از جوئل شوماخر

جوئل شوماخر پس از اتمام پروژه «Batman and Robin»، قصد داشت تا سومین فیلمش از شوالیه تاریکی را در اواخر دهه ۱۹۹۰ بسازد. قرار بود «جورج کلونی» و «کریس اودانل» دوباره در نقش «بتمن» و «رابین» ظاهر شوند و «نیکلاس کیج» در نقش «اسکرکرو» (Scarecrow) دشمن اصلی فیلم باشد. همچنین، شوماخر قصد داشت «هارلی کویین» را – که شایعه شده بود توسط «کورتنی لاو» یا «مدونا» بازی می‌شود – به‌عنوان شرور دوم فیلم معرفی کند.

شوماخر همچنین قصد داشت شروران قبلی سری بتمن را مانند «دو چهره» (با بازی تامی‌لی جونز) و حتی «جوکر» (با هنرنمایی جک نیکلسون) را وارد فیلم کند. اما این پروژه هرگز به مرحله‌ی سناریونویسی نرسید. با فاجعه‌ای که اکران فیلم «بتمن و رابین» نزد منتقدین و طرفداران پیش آورد، وارنر شوماخر را از این فرنچایز کنار گذاشت.

 

۲- Justice League: Mortal از جورج میلر

قبل از این‌که «زک اسنایدر» یکپارچه کردن دنیای دی‌سی را در دست بگیرد، «جورج میلر» (کارگردان Mad Max: Fury Road) تا مرز ساخت یک فیلم از «لیگ عدالت» پیش رفته بود. حتی دست‌اندرکاران فیلم در حال آماده شدن برای آغاز فیلمبرداری بودند که اعتصاب نویسندگان در سال ۲۰۰۷-۲۰۰۸ موجب خروج این پروژه از مسیرش شد. هنرپیشگان این فیلم از میان ستاره‌های دهه ۲۰۰۰ انتخاب شده بودند و قرار یود «دی‌جی کورتانا» در نقش سوپرمن، «آرمی همر» در نقش بتمن، «مگان گیل» به‌عنوان واندرومن، «ادام برودی» در قامت فلش، «کامان» در نقش گرین لنترن/جان استوارت، «سانتیاگو کابررا» به‌عنوان آکوامن و در نهایت «هاف کیز-بایرن» در نقش مارشن من‌هانتر هنرنمایی کنند.

با توجه به آن چیزی که از میلر در فیلم Mad Max دیدیم، تصور این‌که او فیلمی با محوریت لیگ عدالت با بودجه زیاد و اقتباس از بهترین داستان‌های دی‌سی بسازد، بسیار هیجان‌انگیز بوده؛ وارنر می‌توانست در ساخت فیلمی از تیم ابرقهرمانان، زودتر از مارول عمل کند و شاید سرنوشت دیگری برای وارنر و دی‌سی پیش می‌آمد.

۳- Batman: Year One از دارن آرنوفسکی

سال‌ها پیش از آن که «کریستوفر نولان» تکه‌‌پاره‌های فرنچایز بتمن را بردارد و شاهکارهای «سه‌گانه شوالیه سیاه» را بسازد، «دارن ارنوفسکی» تصمیم گرفته بود تا با همکاری «فرانک میلرِ» افسانه‌ای، فیلمی را با اقتباس از داستان ریشه‌ای «Batman: Year One» بسازد. ارنوفسکی قصد داشت تا فیلمی با درجه سنی بزرگسال از بتمن بسازد. گفته می‌شد این فیلم قرار بود به قدری دارک و سنگین ساخته شود که فیلم بتمن «تیم برتون» در برابرش مانند یک کارتون به‌نظر برسد. ارنوفسکی می‌خواست بتمنی را به تصویر بکشد که با مشت‌های خونین، راهش را از میان شهر فاسد و تباه گاتهام باز می‌کند؛ اما وارنر که تازه از شر فیلم‌های آبکی «جوئل شوماخر» خلاص شده بود، هرگز آمادگی این را نداشت که با ساخت فیلم با رده سنی R، مخاطبین کم‌سن و سالش را نیز از دست بدهد!

محتواهای جالبی قرار بود در این فیلم نمایش داده شود؛ از جمله سیر تکاملی لباس و تجهیزات بتمن که از یک ماسک ساده‌ی هاکی و یک خودروی سیاه به‌عنوان اولین بت‌موبیل شروع می‌شد.

 

۴- Wonder Woman از جاس ویدون

قبل از این که مارول «جاس ویدون» را برای ساخت اولین فیلم «The Avengers» به کار بگیرد، او در اواسط دهه‌ی ۲۰۰۰ قراردادی را با وارنر برای ساخت فیلم واندرومن امضا کرد. ویدون داستان و سناریوی تقریبی پروژه را آماده کرد، اما استودیو ایده‌ی ساخت فیلم را پس گرفت و پروژه را کنسل کرد. هنرپیشه‌ی بزرگترین قهرمان مونث دی‌سی به‌صورت قطعی مشخص نشده بود، اما بر اساس گزارش‌های مختلف، ویدون «کوبی اسمالدرز» (بازیگر رابین در سریال How I Met Your Mother) را برای این نقش درنظر گرفته بود.

جاس ویدون بر اجرای این پروژه بسیار تاکید داشت؛ البته این اصرار با توجه به علاقه‌ی او برای به تصویر کشیدن قهرمان زن، پیش‌تر در سریال Buffy the Vampire Slayer (خلق‌شده توسط ویدون) قابل‌توجیه بود. از طرف دیگر، واندرومن یکی از ابرقهرمانان موردعلاقه‌ی او بود.

 

۵- Watchmen از تری گیلیام

یک دهه پیش از آن که «زک اسنایدر»، «Watchmen» شاهکار «الن مور» را به تصویر بکشد، «تری گیلیام» قصد داشت تا این داستان گرافیکی را بر روی پرده‌ی نقره‌ای بیاورد. علاوه بر این‌که تماشای جلوه‌های ویژه دهه ۱۹۹۰ در این فیلم دیدنی می‌شد، پیشنهاد گیلیام برای پایان فیلم نیز بسیار هیجان‌انگیز بود. او قصد داشت تا بخش انتهای فیلم را تغییر دهد و «ازمندیاس»، «دکتر منهتن» را قانع کند که در زمان به عقب بازگشته و از تبدیل شدن خودش به یک موجودِ خدا مانند، جلوگیری کند. این کار باعث می‌شد در داستان فیلم، پیچیدگی عمیقی ایجاد شود و با این کار دکتر منهتن، کل «واچمن» در انتهای فیلم فقط تبدیل به یک کمیک‌بوک شوند.
این پایان می‌توانست همه مخاطبان را شوکه کند و با شیوه خلق آثار مختلف گیلیام نیز همخوانی داشت. اما این پروژه هم درگیر مشکلات مختلف در مراحل مقدماتی تولید شد و هرگز به واقعیت نپیوست.

 

۶- !Superman Lives به سفارش وارنر

در اواسط دهه ۱۹۹۰، کمپانی برادران وارنر نوشتن سناریوی فیلمی از سوپرمن را به «کوین اسمیث» سپردند؛ با توجه به تصاویری که از پشت‌صحنه‌ی تست لباس سوپرمن پخش شده و هنوز هم وجود دارد، قرار بود «نیکلاس کیج» در نقش قهرمان کریپتونی ظاهر شود. در داستان این فیلم آمده بود که «برینیاک» «دومزدی» را می‌فرستد تا ابتدا مانع رسیدن نور خورشید به سوپرمن شود و سپس او را بکشد.
متن داستان خوب از آب درآمده بود و «تیم برتون» آماده بود تا سکان کارگردانی فیلم را در دست بگیرد؛ اما با توجه به سنگینی مخارج داستان اصلی، برتون از اسمیث خواست تا داستان را کمی تغییر دهد. استودیو از تغییر متن راضی نبود و سرانجام، برتون هم از طولانی شدن ماجرا خسته شد و از پروژه انصراف داد تا فرنچایز سوپرمن چند سال دیگر خاک بخورد.

 

۷- Batman Beyond

اگر انیمیشن‌های دی‌سی در دنیای DCAU‌ را دنبال کرده باشید و کارتون Batman Beyond را دیده باشید، با داستان آن آشنا هستید! در آینده‌ای دور، بروس وین دیگر خیلی پیر شده و نمی‌تواند بتمن باشد؛ در همین حین، نوجوانی به نام «تری مک‌گینس» پیدا می‌شود که طی ماجراهایی، تحت آموزش‌های بروس تبدیل به محافظ خفاشی جدید شهر گاتهام می‌شود.

سال‌ها پیش از این‌که نولان به سمت سه‌گانه شوالیه تاریکی قدم بردارد، فرنچایز بتمن در بدترین روزهایش به‌سر می‌برد و استودیو هم به فکر ایده‌هایی خلاقانه و جدید بود تا این کاراکتر محبوب کمیک‌بوکی را دوباره روی ریل برگرداند. یکی از بهترین ایده‌ها، اقتباس از سریال انیمیشنی Batman Beyond با تمِ آینده‌‌‌ی گاتهام بود. به گفته‌ی استودیو، فضای این فیلم، فارغ از صحنه‌های سایبرپانک و مبتنی بر آینده، تشابهی با فضای سه‌گانه اسپایدرمن «سم ریمی» داشت و برای مخاطب PG-13 ساخته می‌شد.

سناریوی اولیه‌ای که از این فیلم تهیه شده، جذاب و مهیج به‌نظر می‌امد، اما کمپانی وارنر مایل نبود هزینه و ریسک کند و فیلمی به نام بتمن بسازد، ولی بروس وین نقش اول فیلم نباشد. شاید اگر این فیلم ساخته می‌شد، نقطه‌ی عطفی برای فرنچایز بتمن و دنیای سینمایی دی‌سی به وجود می‌آمد؛ اما در عوض، این سناریو تبدیل به خاطره‌ای مبهم برای دی‌سی فیلمز شد.

 

۸- Plastic Man از برادران واچوفسکی

سال‌ها پیش از این‌که برادران واچوفسکی – امروزه خواهران واچوفسکی! – به سراغ شاهکار «ماتریکس» بروند، سناریوی اولیه فیلم Plastic Man را تهیه کردند تا این اثر را در اواسط دهه ۱۹۹۰ بسازند. البته این سناریو هیچ ارتباطی با کمیک‌بوک‌های این شخصیت نداشت! در عوض، یک داستان انتقامی تاریک درباره‌ی مردی بود که قصد داشت از یک شرکت شیطانی، به‌خاطر آزمایش‌هایی که روی او انجام داده، انتقام بگیرد.

کسانی که متن این فیلم را خوانده بودند، آن را بیشتر مشابه با فیلم «Darkman» از «سم ریمی» در سال ۱۹۹۰ می‌دانستند و معتقد بودند طرفداران دی‌سی و کاراکتر پلاستیک‌من، چنین فیلمی را نمی‌پسندند. پروژه ساخت این فیلم، مدت زیادی در گوشه‌ای خاک می‌خورد تا این‌که برداران واچوفسکی، پس از موفقیت در فرنچایز ماتریکس، در سال ۲۰۰۸ دوباره تولید این فیلم را از سر گرفتند و قصد داشتند «کیانو ریوز» را در نقش اصلی قرار دهند. خوشبختانه، دوباره پروژه در مرحله‌ی ساخت متوقف شد و «پلاستیک‌من» تاریک و ترسناک واچوفسکی‌ها به واقعیت نپیوست.

۹- Green Arrow: Escape From Super Max

«گرین ارو» کمک کرد شبکه CW، یک دنیای مهیج ابرقهرمانی راه بیندازد؛ اما چندسال قبل، پروژه‌ای کلید خورده بود که قرار بود این قهرمان محبوب را روی پرده‌ی نقره‌ای بیاورد. این پروژه با تهیه فیلمنامه‌ای توسط «دیوید اس.گویر» (سناریونویس Man of Steel) و «جاستین مارکس» (فیلمنامه‌نویس The Jungle Book) در سال ۲۰۰۸ استارت خورد؛ در داستان آمده بود که طی یک توطئه، گرین ارو به جرم قتل یک مقام دولتی به زندان سوپرمکس افتاده؛ زندانی که پر از شروران دنیای دی‌سی – به‌ویژه استارسیتی – است و گرین ارو صبح تا شب را باید با آن‌ها سپری کند.

این سناریو زمانی تهیه شده بود که هنوز تب فیلم‌های کمیک‌بوکی، تمام دنیا را مبتلا نکرده بود و وارنر هم به ساخت فیلمی در مورد یک قهرمان نیمه‌شناخته در کنار چند تبهکار دیگر، نگاه مثبتی نداشت.

البته الان که نگاه می‌کنیم، با توجه به اینکه ۲ سال از اکران فیلم «Suicide Squad» گذشته، می‌توان احتمال داد که اگر فیلم Green Arrow: Escape From Super Max آن زمان ساخته می‌شد، می‌توانست حرف‌هایی برای گفتن داشته باشد. دی‌سی به شدت در تولید فیلم‌های ابرقهرمانیِ خوش‌ساخت ضعیف شده و می‌توانست ۱۰ سال پیش با اکران فیلم «گرین ارو» سرنوشتی متفاوت‌تر را برای امروز خود رقم بزند.

 

۱۰- Daredevil از جو کارنهان

کمی پیش از آن‌که استودیوهای مارول، امتیاز کاراکتر «دردویل» را دوباره تصاحب کند، «جو کارنهان» تمام تلاش خود را به‌کار گرفت تا فیلمی از این قهرمان در محیطی با تِمِ دهه ۱۹۷۰ بسازد. کارنهان در نظر داشت تا دردویل در کوچه پس‌کوچه‌های شهر نیویورکِ ۵۰ سال قبل گشت بزند و حتی یک ویدیوی کوتاه از آن‌چه را که می‌خواست به تصویر بکشد، تهیه کرد که واقعا عالی به نظر می‌رسید.

کارنهان به این پروژه امید زیادی داشت و حتی قصد داشت سه‌گانه‌ای از دردویل تهیه کند که از اوایل دهه ۱۹۷۰ آغاز می‌شد و داستان را تا دهه ۱۹۸۰ پیش می‌برد. آن زمان، سریال فوق‌العاده این شخصیت در نت‌فلیکس وجود نداشت و این فیلم می‌توانست شاهکاری از دردویل را برای طرفداران رقم بزند؛ امیدی برای کارنهان و هواداران که هرگز رنگ حقیقت به خود نگرفت.

 

۱۱- Superman: Flyby از جی‌جی آبرامز

«جی‌جی آبرامز» خیلی پیش‌تر از خلق سریال جنجالی Lost و کارگردانی نسخه‌های مختلف Star Wars و Star Trek، فیلمنامه‌نویسی بود که تمام سعی‌اش را به‌کار می‌برد تا کاری بزرگ و درخشان خلق کند. او سناریویی برای ساخت یک فیلم از سوپرمن نوشت که در آن، این ابرقهرمان در برابر شخصیتی به نام «تای-زر» از سیاره کریپتون می‌ایستاد (در داستان آبرامز، کریپتون هرگز منفجر نشده بود). در سال ۲۰۰۲، خبرگزاری «Ain’t It Cool» به شدت از این فیلمنامه استقبال کرد؛ اما شایعات نشان می‌داد بازاریابی و انعکاس‌های منفی مانع پیشروی این پروژه شد و سرانجام، فیلم «Superman Returns» از «برایان سینگر» که در سال ۲۰۰۶ تولید و اکران شد، جای آن را گرفت.

البته، زمینه‌ی داستانی سناریوی جی‌جی آبرامز در نهایت اثرش را گذاشت و شباهت‌هایی از آن در فیلم «Man of Steel» دیده شد. به‌عنوان مثال، او می‌خواست نشان دهد که بزرگ شدن کلارک با قدرتی نامحدود و پنهان کردن آن قدرت از سایرین، چه اثری بر روان سوپرمن خواهد گذاشت. «زک اسنایدر» این تاثیر را به خوبی در فیلمش بازتاب داد، اما سرمنشا این ایده به آبرامز بازمی‌گردد.

 

۱۲- Spider-Man از جیمز کامرون

پیش از آن‌که «سم ریمی» پروژه «مرد عنکبوتی» را کلید بزند و بنیان فیلم‌های ابرقهرمانی مدرن را تقویت کند، «جیمز کامرون» تصمیم گرفته بود تصویر خودش از این ابرقهرمان را بر روی پرده‌ی نقره‌ای ببرد. البته، کامرون کمی پیچ و تاب به داستان اسپایدرمن داده بود و ریشه‌ی پیتر با آن‌چه در کمیک‌بوک‌ها آمده بود، متقاوت بود؛ او با داستانی جدید، مردعنکبوتی را در برابر دشمنان کلاسیکش یعنی «الکترو» و «سندمن» قرار می‌داد.

اقتباس کامرون از این کاراکتر در رده سنی بزرگسال قرار داشت؛ پیتر پارکری که بمب بر سر دشمنانش می‌اندازد و با «مری جین» در پل بروکلین معاشقه می‌کند. می‌توان گفت این فیلم، برداشت متفاوتی را به تصویر می‌کشید؛ و صدالبته بهتر که این پروژه تا زمانی که سم ریمی به سراغ مرد عنکبوتی بیاید، به مرحله ساخت نرسید.

 

۱۳- The Original Batman vs. Superman

بتمن و سوپرمن در نهایت در پرده‌ی نقره‌ای با هم همراه شدند، اما خیلی سال پیش‌تر از DCEU، قرار بود این کراس‌اور عظیم اتفاق بیفتد. وارنر تصمیم داشت مواجهه این دو ابرقهرمان محبوب را در اوایل دهه ۲۰۰۰ به تصویر بکشد و برای این کار، «کریستین بیل» را در نقش «بروس وین/بتمن» و «جاش هارنت» را در نقش «کلارک کنت/سوپرمن» در نظر گرفته بود.

داستان این فیلم، بروس وین را کمی سالخورده‌تر نشان می‌داد که با سوپرمن رفیق است؛ اما این رفاقت زمانی رنگ می‌باخت که همسر بروس کشته می‌شد و او – با دسیسه لکس لوتر – سوپرمن را مقصر این ماجرا می‌دید. در نهایت، با آغاز پروژه سه‌گانه‌ی بتمن توسط کریستوفر نولان، این تقابل رویایی دو ابرقهرمان نیز به فراموشی سپرده شد.

 

۱۴- Spider-Man 4 از سم ریمی

فیلم «Sipder-Man 3» نتوانست به اندازه دو نسخه‌ی قبلی خوش بدرخشد، اما «سم ریمی» آماده بود تا چهارمین عنوان از فرنچایز موفق مرد عنکبوتی‌ِ «توبی مگوایر» را به تولید برساند. پیش‌نویس فیلم چهارم نیز آماده شد و شایعاتی نیز پخش شده بود که ریمی قصد دارد با ساختن دنباله‌های بعدی، دومین سه‌گانه‌ی اسپایدرمن را نیز تکمیل کند و این قطار را همچنان در حرکت نگاه دارد. ریمی قصد داشت «لیزارد»، «الکترو» و «والچر» را به‌عنوان دشمنان اصلی داستان معرفی کند و حتی شایعه شده بود «ان هتوی» نقش «فلیشا هاردی/بلک کت» را بازی کند.

اما چه اتفاقی افتاد؟ استودیو برای ساخت فیلم، جدول زمانی کوتاه و فشرده‌ای را تحمیل کرده بود و ریمی هم که خاطره‌ی خوبی از تولید عجولانه Spider-Man 3 نداشت، زیر بار این محدودیت زمانی نرفت. در نهایت، استودیو پایان این فرنچایز را اعلام کرد و با تولید «The Amazing Spider-Man» مرد عنکبوتی را ریبوت کرد. (ریبوتی که به اندازه‌ی دو فیلم دوام آورد و در نهایت برای پیوستن اسپایدی به انتقامجویان در فیلم «Captain America: Civil War» خاتمه یافت)

 

۱۵- Green Lantern

احتمالا بدترین اقتباسی که می‌شد از یک قهرمان کمیک‌بوکی با انحراف از داستان‌های اصلی به تصویر کشید، ورژن «رابرت اسمیگل» از «گرین لنترن» بود؛ او می‌خواست «جک بلک» را در نقش آدم عامی و پستی که تبدیل به یک ابرقهرمان شده به تصویر بکشد! به این ترتیب، او یک عوضی خیابانی بود و به قدرتی رسیده بود که می‌توانست هرچیزی را که تصور می‌کند، خلق کند؛ این «گرین لنترن» واقعا شبیه یک کابوس برای این کاراکتر و حتی کل دی‌سی می‌شد. اسمیگل در مصاحبه‌ای بیان کرده بود که برای پایان فیلم قصد داشت قهرمان فیلم را نشان دهد که کم آورده و توسط حلقه‌ی سبزرنگش یک سوپرمن می‌سازد تا او مشکلات را حل کند!

اسمیگل با خنده گفته بود:

قابلیت‌های قهرمان فیلم تمام شده؛ پس بهترین ابرقهرمان موجود را خلق می‌کند تا او مشکل را حل کند. دنباله‌ی بعدی فیلم هم نشان می‌دهد گرین لنترن نشسته و سوپرمن سبزرنگی را در حال انجام کارهای مختلف تماشا می‌کند؛ تنبل‌ترین گرین‌لنترن در تاریخ!

جک بلک که در ابتدا مایل نبود، پس از خواندن سناریو با حضور در این نقش موافقت کرد؛ اما در این مرحله، استودیو با ساخت فیلمی کمدی از شخصیت گرین لنترن مخالفت کرد و در نهایت، پروژه را به «مارتین کمپل» و «رایان رینولدز» در لباس CGI سپرد. فاجعه‌ای که از فاجعه‌ی بزرگتر جلوگیری کرد.

منبع: looper


۰ دیدگاه

برای ارسال دیدگاه وارد شوید.