آیا پرونده فرنچایز Devil May Cry برای همیشه بسته شد؟

کمپانی کپ‌کام همیشه مایل بوده از این فرنچایز تا جایی که می‌تواند، منفعت کسب کند



در این مطلب به سراغ یک فرنچایز دوست داشتنی تحت عنوان Devil May Cry می‌رویم و سرنوشت این بازی ویدیویی را بررسی خواهیم کرد. با گیمان همراه باشید.

به عقیده بسیاری از گیمرها، چه مبتدی و چه کار کشته، بازی ویدیویی خدای جنگ (God of War)، صاحب‌سبک و پیشکسوت سبک هک اند اسلش بوده و در طول سال‌های متمادی، کریتوس و ماجراهایش الگویی بوده‌اند بر سایر استودیوهای بازی‌سازی در این زمینه. ولی جالب است بدانید چهار سال پیش از انتشار بازی خدای جنگ، بازی هک اند اسلش دیگری منتشر شد که عشاق و هواداران زیادی را توانست مجذوبِ خود کند. این بازی چیزی نبود جز «شیطان هم می‌گرید»، اثر هیدکی کامیا! ترکیب تیمی کامیا و هیروکی کوبایاشی (به عنوان تهیه‌کننده این بازی که پیش از این پروژه، در بازی‌های رزیدنت ایول نیز برنامه‌نویس بوده)، به نوعی ضمانت‌نامه‌ای برای گیمرها محسوب می‌شد تا با دید مثبت و خوش‌بینانه، این بازی را خریداری کنند؛ ولی آیا «شیطان هم می‌گرید» در ابتدای کار خود کاملا موفق بود؟

به عنوان یک هوادار دو آتشه و پر و پا قرص فرنچایز «شیطان هم می‌گرید»، اگر اشاره کنم دانته در اولین شماره خود بی‌نقص ظاهر شده، دروغ محض است! «شیطان هم می‌گرید» از مشکلات عدیده‌ای در نخستین اثر خودش رنج می‌برد. از کوتاه بودن مدت زمان هر مرحله تا غول‌های بسیار پفکی که با زدن چند دکمه به راحتی تار و مار می‌شد! عناصری را که این فرنچایز را به شدت محبوب ساختند، می‌توان داستان‌سرایی و شخصیت‌پردازی بسیار خوب کاراکترها دانست. محال است شما به پای ماجراهای دانته بنشینید و در قصه‌گویی، نقاط ابهام‌برانگیزی برای شما به وجود نیاید. از ماجراهای آرخام و دلقک دربار در نسخه‌ی «بیداری دانته» گرفته تا نئو آنجلو در نخستین شماره از این بازی، همگی یادآور این مسئله هستند که نویسندگان این اثر، به راحتی هر چه تمام‌تر می‌توانند با ذهن مخاطبین خودشان حتی در یک اثر هک‌ اند اسلش بازی کنند. بعد از شانزده سال هنوز این مسئله قابل بحث است که آیا نئو آنجلو برادر دوقلوی دانته بوده یا شخصیت دانته‌ی دیگری در دنیای زیر زمینی وجود داشته و ما در طول این مدت، در حقیقت با خود دانته به مبارزه می‌پرداختیم؟

 

دانته‌ای که «دانته» نیست! در واقع وی یک ولگرد معتاد است و بس!

کمپانی کپ‌کام بدش نمی‌آید از این فرنچایز تا جایی که می‌تواند بدوشد! دقیقا سرانجامی که برای بازی ویدیویی سیاره گمشده (Lost Planet) در پی گرفت.

کسی برای ساخت قسمت دوم، از کامیا دعوت به عمل نیاورد و این مسئله باعث ناراحتی و دلخوری وی از کپ‌کام شد. هیدکی اتسونو، فرد خلاق و باهوشی بود که علی رغم وجود مشکلات ذکر شده در نخستین بازی، به شدت تلاش کرد تا با وفاداری به خط داستانی و شخصیت‌پردازی‌ها، ماجراهای دانته چفت و بسط داشته باشد. شاید اتسونو عمدا عنوان Devil May Cry 3 را به عنوان یک پیش‌درآمد و نه یک دنباله، در دست ساخت قرار داد. کمپانی کپ‌کام بدش نمی‌آید از این فرنچایز تا جایی که می‌تواند بدوشد! دقیقا سرانجامی که برای بازی ویدیویی سیاره گمشده (Lost Planet) در پی گرفت. اتسونو نسخه‌ی دوم را به نحوی به پایان می‌رساند که اطلاع نداریم صد در صد دانته زنده مانده یا برای همیشه در دنیای شیاطین گرفتار شده است. در نسخه‌ی «بیداری دانته»، وی یک فلش‌بک هوشمندانه به عقب می‌زند. درست زمانی که فکر می‌کنیم باید ماجراهای دانته، لوسیا و حتی تریش ادامه‌دار باشد، به گذشته‌های دانته سفر می‌کنیم و با شخصیتی روبه‌رو می‌شویم بسیار عیاش، متلک‌گو و صد البته بی‌اعصاب! البته خشونت و اعصاب نداشتن دانته هیچ سنخیتی با چهره‌ی همیشه خشمگین خدای جنگ ندارد و دانته برخلاف این ضد قهرمان، شخصیتی است که از یک مرام‌نامه‌ی خاص برای رفتارهایش بهره می‌برد که در صدر این مرام‌نامه، این قانون وجود دارد: «شیطان هرگز گریه نمی‌کند!» و بر همین اساس، بارها نام مغازه‌اش عوض شد. اتسونو در حقیقت دو سر طناب فرنچایز DmC را یک گره کور می‌زند که تنها به دست خودش باز می‌شود. با این حال پس از سه سال صبر و انتظار، دنباله‌ی چهارمی برای «شیطان هم می‌گرید» منتشر شد که توانست پرفروش‌ترین نسخه‌ در این مجموعه باشد! نزدیک به دو میلیون نسخه در ماه اول فروش، کپ‌کام را نسبت به این مجموعه حریص‌تر ساخت. اگر منصفانه به نسخه‌ی چهارم نگاهی بیندازیم، این نسخه را باید تحت عنوان Devil may Cry 1.5 بدانیم. به این علت که وقایع بی‌رمق آن بین دو نسخه‌ی ابتدایی بازی است. عوامل دست‌اندر‌کار و سازندگان با استفاده از یک نقطه کور بین نسخه اول و دوم توانستند قصه‌ای جدید تعریف کنند و بازیکن‌ها به پای ماجراهای دانته و شخصیت جدیدی تحت عنوان «نرو» بنشینند. Devil may Cry 4 توانست طراحی مراحل رضایت‌بخش و در کنار موسیقی‌های همیشگی آلترنیتیو راک، غول آخرهای زیادی هم در این مسیر داشته باشد؛ ولی تغییر شیوه‌ی قصه‌گویی باعث شد تا تو ذوق هواداران دو آتشه‌ی این فرنچایز بخورد. به هر حال باید نزدیک به ده دوازده مرحله یک شخصیت نچسب را تحمل کرد تا اینکه دانته‌ی بزن بهادر وارد میدان شود و گیمرها کنترل وی را در دست بگیرند ولی آیا این دانته را می‌توان همان دانته‌ی هیدکی کامیا بدانیم؟

 

در شماره چهارم تا جایی که می‌توانستند به صورت فله‌ای شیاطین را در کوچه و خیابان رها کردند تا بازیکن بتواند انواع و اقسام کمبوها را بر روی این موجودات بخت‌ برگشته بزنند!

جواب به این سوال، یک «خیر» بزرگ است! دانته‌ی قدیمی، شخصیتی بسیار مرموز نداشته و به راحتی مرتکب اشتباه می‌شد؛ ولی ظاهرا در نسخه‌ی چهارم، یک عقل کل و حامیِ شخصیتِ نرو است و همین مسئله به ظاهر ساده، لطمه‌ی جدی به آینده‌ی این فرنچایز زد. از طرفی، «نرو» به عنوان یک شخصیت سوسول، عاشق و تا حدودی مغرور نمی‌تواند یک شکارچی شیطان زبده و طنازی مثل دانته به نظر برسد و نیاز به سرمایه‌گذاری‌های بیشتری برای «نرو» از سوی کپ‌کام است. به همین خاطر، احتمال اینکه دوباره دانته و حتی ورژیل را در دنباله‌های دیگر تحت عنوان شخصیت اصلی ببینیم، روز به روز کم و کمتر می‌شد تا اینکه خبر رسید نسخه‌ی پنجمی در کار نیست و این فرنچایز، یک ریبوت اساسی خواهد داشت! و اینگونه شد که کپ‌کام از  باز کردنِ گره کورِ طنابی که به دستان اتسونو می‌توانست باز شود، خودداری کرده و طنابِ مورد نظر را به زباله‌دان تاریخ می‌اندازد! ریبوت جدید یعنی خداحافظی با هر آنچه که کامیا، اتسونو و کوبایاشی در آن همه مدت برایش خون و دل خوردند.

دانته‌ی قدیمی، شخصیتی بسیار مرموز نداشته و به راحتی مرتکب اشتباه می‌شد؛ ولی ظاهرا در نسخه‌ی چهارم، یک عقل کل و حامیِ شخصیتِ نرو است و همین مسئله به ظاهر ساده، لطمه‌ی جدی به آینده‌ی این فرنچایز زد.

جبهه‌گیری هواداران «شیطان هم می‌گرید» از زمانی شروع شد که اولین تریلر و تصاویر از دانته در طی یک کنفرانس خبری منتشر شد و همگان مبهوت از این همه تغییر اساسی! حتی باورش هم سخت بود دانته‌ی دوست داشتنی قصه‌ی DmC سیگار می‌کشد و رنگ موهایش به رنگ پر کلاغ است! کپ‌کام، تیم نینجا تئوری را برای این امر خطیر گماشت و به نوعی ایمان و این باور را داشت که این استودیو می‌تواند ریبوت شایسته‌ای برای این مجموعه در نظر بگیرد. نینجا تئوری بازی‌های ویدیویی دیگری در این سبک نظیر Heavenly Sword و Enslaved: Odyssey to west در کارنامه‌اش داشته و می‌توانستیم از همان ابتدای امر حدس بزنیم طراحی مراحل بازی قرار است بسیار عالی باشد؛ ولی چه بر سر شخصیت‌ها آمده؟ پس قصه‌گویی چه می‌شود؟ و سوالاتی از این قبیل باعث شد تا یک موج منفی بر علیه این ریبوت، پیش از زمان انتشارش راه بیفتد. زمانی که بازی منتشر شد، انصافا با بازی بدی روبه‌رو نبودیم. منتهی اگر این بازی با یک عنوان جدید شناخته می‌شد و دست‌پخت جدید نینجا تئوری، «شیطان هم می‌گرید» نام نمی‌گرفت، مسلما این بازی می‌توانست  آینده‌دار باشد. حداقل ای کاش به ظاهر و تیپ دانته و ویرژیل دست نمی‌زدند تا بلکه بتوانیم با شخصیت‌ها ارتباط برقرار کنیم! شخصیت‌های کاغذی و یک‌بار‌مصرف این نسخه، تنها پس از تیتراژ پایانی یک بار برای همیشه از یاد گیمرها می‌رود. و این‌گونه شد که برخلاف نمرات و امتیازات مهندسی شده‌ی ژورنال‌های معتبر دنیا، کپ‌کام از خیر این فرنچایز گذشت؛ ولی آیا پرونده مجموعه‌ی Devil May Cry یک بار برای همیشه بسته شد؟

 

 

امیدواریم طراحی مراحل در نسخه‌ی پنجم، به صورت جهان‌باز نباشد و بازیکن در یک بازی هک‌ اند اسلش تکلیف خودش را بداند و صرفا از کشت و کشتار و داستان هیجان‌انگیز لذت ببرد!

  این سوالی است که هواداران دانته از خودشان بارها و بارها پرسیده‌اند. با توجه به مدت زمان سه الی چهار ساله برای ساخت و انتشار هر قسمت جدید از این مجموعه، انتظار می‌رود کپ‌کام به زودی خبری از دنباله‌ی جدید منتشر سازد. ولی این سوال نیز به وجود می‌آید که آیا برای ریبوت، قصه‌ی جدیدی در نظر گرفته می‌شود یا Devil May Cry 5 ساخته می‌شود و روایتگر ادامه‌ای بر حوادث رخ داده بر نرو هست؟ اتسونو بالاخره سکوت خود را می‌شکند و در حساب کاربری رسمی خودش در تویتر بیان می‌کند که بر روی پروژه‌ای جدید و ناشناسی مشغول به کار است که می‌توان برداشت کرد این تیم در حال ساخت و توسعه‌ی پنجمین نسخه از بازی «شیطان هم می‌گرید» هست. اتسونو با عرض تبریک بابت سال نوی میلادی از هوادارانش بابت این‌که نمی‌تواند پروژه‌ی جدید را معرفی کند، پوزش می‌طلبد و نوید این مسئله را می‌دهد که پروژه‌ی این استودیو به خوبی و با روندی متعادل رو به پیشروی است. وی این نوع بیانیه را سر بسته در رابطه با سایر مراسم و کنفرانس‌های مطرح همچون E3 2017 و توکیو گیم‌شو ۲۰۱۷ اذعان داشت.

 

 

کوبایاشی کیست و چرا باید قدردان این شخصیت باشیم؟

هیرویوکی کوبایاشی، برنامه‌نویس و تهیه‌کننده مجموعه‌ی Devil May Cry بوده که در کارنامه‌ی خودش، زحمات زیادی برای کمپانی کپ‌کام به انجام رسانده است. وی یکی از برنامه‌نویس‌های اولین نسخه از بازی رزیدنت ایول نیز بوده و جالب است بدانید کوبایاشی در تهیه‌کنندگی انیمه‌هایی همچون رزیدنت‌ ایول: انتقام و شیطان هم می‌گرید نقش مهمی داشته است. از آخرین پروژه‌های کوبایاشی می‌توان به چهارمین دنباله از سری بازی‌های Sengoku basara اشاره کرد. مسلما و بدون شک اگر زحمات این دسته از افراد متعهد و مسئولیت‌پذیر نبود، شاید هیچوقت یک مجموعه به یک رشد و تکامل نمی‌رسید.

البته ماه پشت ابر نماند و بر اساس یک منبع خبری مرموز و ناشناس، گفته شده دنباله‌ی جدید تحت عنوان Devil May Cry 5 در دست ساخت قرار دارد و این بازی ویدیویی در مراسم ۲۰۱۸ E3 قرار است رسما معرفی شود. ظاهرا قرار است اطلاعات و محتوای داستانی بسیار غنی در این قسمت شاهد باشیم. بر اساس همین منبع خبری گمنام، این نسخه برای یک بازه‌ی زمانی نامشخص در انحصارِ کنسول پلی‌استیشن ۴  باقی مانده و سپس برای رایانه‌های شخصی عرضه خواهد شد. البته به هیچ عنوان مشخص نیست این بازی کاملا در انحصار سونی باقی می‌ماند یا خیر. بر اساس همین منبع گمنام، این بازی بر پایه‌ی موتور آنریل ۴ در دست ساخت قرار گرفته که البته چندان خبر تعجب‌آوری نیست و اکثر استودیوهای مطرح بازی‌سازی از این انجین برای اهداف خود بهره بردند.

با پذیرش این شایعات باید در انتظار دنباله‌ای بر قصه‌ی نرو بمانیم. این مسئله نیز قوت می‌یابد که قادر باشیم با بیش از یک کاراکتر به بازی بپردازیم. امیدواریم این بار مثل نسخه‌ی دوم، ابتدا با دانته وارد نبرد با شیاطین شویم تا یک غریبه مثل نرو! آیا تریش و ورژیل نیز به این بازی باز خواهند گشت؟ برای افشاسازی در خط داستانی اصلی، حضور شخصیت ورژیل به شدت قابل‌درک است ولی از آنجایی که در پیش‌درآمد «بیداری دانته»، وی در دنیای شیاطین محبوس شد، این امر بعید به نظر می‌رسد؛ از طرف دیگر، اگر نئو آنجلو را در قسمت اول، همان ورژیل در نظر بگیریم، با نبرد حماسی و سختی که بین دو برادر شکل گرفت، در نهایت نئو آنجلو گردنبند مادری خودش را از دست داده و ناپدید می‌شود. بنابراین سازندگان و تیم نویسندگان دنباله‌ی پنجم، بهانه‌ای منطقی برای حضور فیزیکی ورژیل می‌توانند داشته باشند. از طرفی اگر خاطرات پایان نسخه‌ی اول این مجموعه را به یاد آوریم، ماندس، آنتاگونیست قدرتمند و رو اعصاب (!) در واپسین لحظاتش به دانته اعلام می‌کند یک روز دوباره بازخواهد گشت! آیا در پنجمین نسخه از این مجموعه، دوباره به ماندس، شاهزاده‌ی تاریکی دنیای زیر زمین طرف حساب می‌شویم؟ اگر اینگونه باشد، شاید خط داستانی فرزندان اسپاردا یک بار برای همیشه بسته شده و این فرنچایز برای همیشه یا حداقل به مدت پنج الی ده سال، استراحت داشته باشد تا زمینه برای معرفی شخصیت‌های جدید و داستان‌های بهتر فراهم شود.

امیدواریم طراحی مراحل در نسخه‌ی پنجم، به صورت جهان‌باز نباشد و بازیکن در یک بازی هک‌ اند اسلش تکلیف خودش را بداند و صرفا از کشت و کشتار و داستان هیجان‌انگیز لذت ببرد! از طرفی هم صحنه‌های دکمه‌زنی سریع (QTE) نیز از ویدیوهای بازی حذف شود تا بتوانیم از تماشای انیمیشن کاراکترها و ژانگولر بازی‌هایشان در صحنه‌های شلوغ لذت ببریم. برخلاف سایر بازی‌های هک اند اسلشِ سوم شخص، در مجموعه بازی «شیطان هم می‌گرید» می‌توانید از هر روشی که دلتان می‌خواهد برای قلع و قمع دشمنان بهره ببرید و هیچ الزامی وجود ندارد برای کشتن یک پرنده‌ حتما از تفنگ‌هایتان استفاده کنید! می‌توانید با یک پرش بلند با ضربان متمادی شمشیر در هوا، هفت جد و آبادِ اهریمن فلک‌زده را در بیاورید! امیدواریم این رویه‌ی دیوانه‌وار در دنباله‌ی جدید نیز تعبیه شود و بازیکن احساس محدودیت در کشتار را نداشته باشد.

با این حال باید منتظر ماند تا ببینیم در مراسم E3 سال میلادی جاری آیا رسما Devil May Cry 5 با آن صدای طنین‌انداز زنانه همیشگی، معرفی می‌شود؟ به فرض اگر این اثر منتشر شود، آیا پایان‌بندی آن می‌تواند نویدبخش ساخت دنباله‌های جدید باشد یا خیر؟ آیا اصلا می‌توان تصور کرد این بازی از نظر هواداران و در درجه‌ی بعدی منتقدین نمره قابل قبولی دریافت کند؟ امیدواریم جواب قانع‌کننده و دقیقی تا چند ماه آینده به دستمان برسد. به قول ندای درونی اهریمنِ خفته در کالبدِ دانته در یکی از آهنگ‌های محبوب دنباله‌ی چهارم از این مجموعه:

The Time has come and so HAVE I

زمان بالاخره فرا رسیده و من هم همینطور…

 

 



۰ دیدگاه

برای ارسال دیدگاه وارد شوید.